Machine transcription
( ٨١ )
باید کرد ! پولی ندارم که خانه را تعمیر کنم و اگر تعمیر نکنم میترسم که
روزی بسر اهل و عیالم فرو آید ازین رهگذر بکار خود حیرانم چه کنم؟
آن دوست بداندیش نیز از در خیر خواهی برآمده او را اندرز میکند
که ترا باغچه کوچکیست آنرا فروخته خرج تعمیر خانه کن چونکه خانه
ترا در هر حال از باغچه لابدتر است .
آن مرد ساده لوح نیز قبول کرده باغچه اش را بسی عدد لیرای عثمانی
فروخته وجه را میگیرد . رفیق بد اندیش باز از در نصیحت برآمده می
گوید که دشمنان پول نقد بسیاراند میباید که کیسه پولت را شب در زیر با
لین بنهی و هوشیار باشی که در صندوق و یا جای دیگر نگذاری . صاحب
خانه این اندرز را نیز از دوست خود پذیرفته بگفته او عمل میکند .
آن مرد ناجوانمرد بخیال اینکه آن پولرا بتقریبی به چنك آرد با زن
خودش مشورت کرده قرار میگذارد که شبانگاه هر دو پس از خوابیدن
بخانه او رفته زن طفل آنانرا ربوده بدر برد و چون آنمرد بازنش بفریاد
طفل که جگر پاره شان است سراسیمه از خواب بتعقیب آن پردازند او
نیز از زیر بالین پولرا برداشته بدر رود و همین طور میکنند .
ولیکن حالا عدالت عادل حقیقی را بنگر که چه میکند : مرد بد سرشت
بعد از آنکه زنش طفل صغیر مظلوما نرا بدر میبرد و پدر و مادر بفریاد جگر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
