Machine transcription
(٤٨)
بعد از ساعتی در مکتب مذکور داخل اتاق رفقای عزیزم گردیدم . و پس از لحظه بنابر تکلیف شان بتماشای تشریح خانه مکتب مذکور برفتم . و چون داخل ایندائره گردیدم خنده استهز ایانه موتر ا بمقابل حیات ؛ و تواضع ذلیلا نه حیاترا بمقابل موت مشاهده نمودم .
اموات را دیدم که پارچه پارچه مینمودند !
آیا چرا ؟
برای منفعت و استفاده ارباب حیات ! ...
بدلالت رفقا به نزد میزی تقرب جستم . بر سر آن میز تحف انسانی را دیدم . باخود گفتم که اینهمه افکارات عالیه که دنیا بر آن تنگی میکند آیا بدینقدر چیز كوچك چسان میگنجد ؟
پس از ان بمیز دیگری نزدیک شدم . مغز دماغی را مشاهده نمودم . باخود اندیشیدم که این پارچه نرم كوچك عجیب الخلقت چگونه انسانر ا مظهر اینقدر کشفیات بدیعه و معلو مات غریبه نموده است . انسانرا به احوالات سماوی ، ومعلومات ارضی دلالت کننده ، و در قعور بحورره سپارنده ، جبالهای عظیمه راشکافنده ، بحور جسیمه را باهم اتصال و التصاق دهنده، مسافات بعیده را باهم تقریب کننده بر روی هوا بسیاحت و ادار نده ، بعدالت و جنایت سوق نماینده ، خنده و گریه دهنده تخویف و تشجیع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
