Machine transcription
( ٤٧ )
دگر غباری منظور نبود !
در انروز همۀ اشیابه پیروئی سمای صفا سیما در خنده و نشاط بودند .
من نیز از برای آنکه ازین لطافت فوق العاده هوای باصفا بخوبی استفاده
کنم بکوچه بر امدم . و یکقدری گردیده بسر کوپری یعنی جسر رسیدم.
در انجا یکقوۀ معنوی نظرم را بسمت ( سرای طوپقپو ) جلب نموده رفقا
ئیکه در مکتب طبیۀ آنسمت داشتم بخاطرم آورد . دریا نیز مانند سماحال
لطیف و راکدی کسب نموده بود . دريك صندالی ـ یعنی کشتئی كوچك
نشسته راست بسوی ( برون سرای ) حرکت نمودم .
صندال بعد از چند دقیقه مگر در نزد ( ریختم ) سرای تقرب جسته
است ؛ و من هنوز بتماشای خوارقات طبیعت غوطه خوار گرداب حیرت
مانده ام ! تا آنکه بنابر اخطار صندال جی بخود آمده از صندال بر امدم .
و برریختم بگردش مبادرت ورزیدم . و چون در آن حدود باطراف
نظر مینمودم صحایف تاریخ که درینخصوص تحریر شده مانده است بخاطرم
آمده از خواب غفلتم بیدار مینمود . و وقایع عجیبه و حوادث غریبه را که در
ینجا گذران نموده است در نظرم تجسم داده ناپایهداری و بیوفائی دنیای دو
نرا بنظرم پدیدار میفرمود . ازین تاثیرات در اقلیم حواسم گاه عظمت ،
و گاه حیرت ، و گاه مسرت ، و گاه مخزونیت حاصل میشد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
