Machine transcription
( ٢٥٧ )
نظرم بر هر چیزیکه میخورد از ان استفهام مدعا میکنم . نباتی می بینم :
در کینه قوه نمای آن بحیرت میروم . یکقطعه پاره زمینی می بینم که مانند
يك دایه شفقت آیه اطفال سبز های نمکین و ریاحین رنگین . و میوه های
شیرین را دريك گهواره می پروراند . و از پستان لطافت رسان جویبار
خوشگوار شیر زنده کی تخمیر جوهر آب صفا تاب را بيك و تيره بدون
تفریق و تمیز مینوشاند . ولی هريك را بدیگر گونه بوئی ، و دیگر گون رنگی
و دیگر طعم لذتی بظهور می آورد .
از مشاهده اینگونه اشیا ، حواس این متفکر عاجز تنها در فضای بی
انتهای حیرت ، مانند دایره بی سر و پا مبهوت و بیصدا میماند که در این اثنا
آواز با اهتزاز طرب دمساز يك مرغك موسیقی نواز ، حواس این تنهای
فکرت انباز را از آنسو بسوی خود جلب و جذب مینماید . چون مینگرم.
در يك مشت پر هزار ها حکمت مستتر می بینم. نباتات را اگرچه اجسام
ذی حیاتی یافته بودم ، زیرا تخم بودند شجر شدند! ازدواج پیوندی کردند.
ثمر دادند ! بخزان پیری رسیدند و فات یافتند ! ولی اين يك حیات نباتی
بود که بر حرکت از جائی بجائی ، و آواز و صدائی خود بخود مقتدر نبودند.
حال آنکه این آواز مرغک خشنوا را در قالب روحانی ، و آهنگ حس
حیوانی می شنوم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
