Machine transcription
( ٢٤٨ )
آیا اگر بحرص زینت عاریت نیفتاده در آن شب گردن بند را ضایع نمیکرد در ینقدر مدت حالش چه میبود ؟ حیات چقدر عجایب و متلونست اسبابیکه انسانرا بختیار و یا بد بخت میسازد چقدر جزئی و كوچکست .
يك روز یکشنبه بود که بمناسبت لطافت هوا هر کس به تنزه و تفرح میبرآمد . ماتیلد نیز برای کسب تنفس بسوی جادهٔ عالی ( شانزه لیزه ) که از جاده های معتدا و با صفای شهر پاریس است بر آمد . در انجا يك زنی بسیار آراسته و پیراسته را بدید که با پسر كوچك خویش گردش مینمود . ماتیلد ، زن مذكور را بيك نظر بشنا خت . مگر آن زن رفیقهٔ او مادام فروستیر بود اما ماتیلد در اول امر خواست تا خود را بدو نشناساند در مخصو ص قدری تأمل نمود . ولی دانست که این تردد او نابجاست . چرا خود را بدو نشناساند ؟ زیرا گردن بند شر اداده و دینیکه از اثر هگذر جمع آمده بود همه را ادا نموده حالا همه سر گذشت خود را بیقیدانه حکایه می تواند کرد .
بنابرین بمادام فروستیر نزديك شده گفت :
مادام ! صباح شریف تان بخیر باد !
مادام فروستیر ماتیلدر انشناخت. و از چنین خطاب لا ابالیانهٔ زن دهقان نما بحیرت مانده گفت :
مادام ! من شما را نمی شناسم . بلکه مرا بدیگری غلط کرده باشید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
