Machine transcription
( ۱۹۹ )
بازوی سیمین صفا آهنگش پوشیده از در از چوکی آویخته بود ، پیراهن لاجودر رنگی که در بر داشت قدری بالا بر آمده ساق در لطافت طاق بلورینش را تا بحد زانوی دلکشش نمایان کرده بود . پاپوشهای زرد وزش بزمین افتاده ، و پایهای کوچک لطیفش را جراب های کلابی رنك ابریشمینش حائل تماشا نمی گردید . آیا بر سر لطافت افسرش چه بود ؟ بلی بلی ! ! بريك گوشۀ سر نازنینش نیز یکدسته کل آبی رنگی بس قشنگی که از نیلوفر وسوسن وسنبل تشکیل یافته مانند اکلیلی نهاده ، وطره طرار خرمائی رنگشرا بدان پیراسته بود !
شاعر ، از دیدن اینحالت خوش هئیت فلورا که صورت مجسم ازدواج ( حسن ) را با ( عشق ) تصویر ، و بلسان خواب ساخته گی تقریر میداد مظفرانه ، و منصورانه داخل گردید. و آهسته آهسته بفلورا تقرب ورزید. وبنابر ایفای تشکر لبهای از آتش عشق تفیدۀ خویشتن را بر لبهای شکرین کلرنك فلورا كه يك تبسم بسیار لطیفی تشکیل داده بود بنهاد . . . . ای بوسه نخستین ! اگر جمیع لذائد جهانرا با هم مزج کنند باز هم معادل بلذت تويك لذتی محصول نمیآید !
بوسه چیست ؟ لسان عاشقانه روح ! تماس دولب بایکدیگر ، معانقۀ دو روح باهمدیگر است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
