Machine transcription
( ١٩٤ )
مرغ دلم را باز سر از نو این جوان آفت جان صید نموده است .]
باز یکقدری قدم زده در نزد آئینۀ زنگار قد نمائی که بر میز گذاشته شده بود
تقرب ورزید . و لحظه حسن و جمال باکمال خودش را دقت نموده باز
با خود زمزمه فرمود :
[ آیا او نیز مرا دوست خواهد داشت یانی ؟ نمیدانم که این مسئله را
چگونه معلوم خواهم کرد ؟
بعد از قدری تفکر به نزد میز نوشتن برفت . و يك كاغذی گرفته این
شعر شاعر مشهور ( و يقتور هوغو ) را بنوشت که مضمونش اینست :
[ محبوب شدن تا چه درجه چیز بزرگیست . ولی چیزیکه از انهم بزرگتر
است همانا محب یافتن است ]
پس از ان اندیشید که این کاغذ را در جائی بگذارد که شاعر آنرا به بیند .
آخر الامر از میان کتابی که شاعر او را از ان درس میدهد بهتر و مناسب
تر جائی نیافت . بعد از ان کتابرا برداشته باز کرد . در محل درس يك
کاغذ بسیار خوش نقاشی چهار قات کرده یافت . بكمال تعجب و تلاش
کاغذ را باز کرد . خط مکتوبرا بيك نظر بشناخت . مگر خط جناب
شاعر بود . شاعر ماهر بر آن کاغذ لطیف بمرکب آبی رنگی این سطور
آتی را نگاشته بود :
محبوب شدن گر چه بود کار بزرگی زان به بود آنکس که اگر یافت حبیبش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
