Machine transcription
( ۱۸۹ )
هر گاه در باغچه اقامتگاه صیفیه ( فلورا ) داخل میشدید میدیدید که
یکدختر مه پیکر ملك منظر یکه بسن هجده سالگی قدم نهاده ، وبه
اقصای بلاد ملك حسن و دلبری واصل گردیده بر سر يك قنبه چوبینی
یعنی چوکیهای طولانی که از برای نشستن در محلات باغچه ها همیشه
موجود میباشد نشسته ، وسر لطافت افسرشرا بر دست راست خویش
تکیه داده . و بدست چپش نيز يك كتابی گرفته است . و وزش نسیم عطر
بیزی نیز زلفان چون رشته جان کستانه رنگش را بر پیراهن فرنگی
لاجور در نگش پریشان داشته است .
حالا دانستید که این دختر حور چاکر قمر پیکر که بود ؟ ایندختر ملك
سیما ، فلورای باناز وادا بود که از جریحه سینه آئینه مثالش هيچيك اثری
باقی نمانده صحت كامله فوق العاده حاصل کرده بود .
وباز در همان صيفيه بaddrسی چهل قدم دور تر در میان درختان بهم
پیوست بید و چناريك جوانیکه بسن بیست یا بیست و پنج سالگی قدم نهاده،
وبدریای ناپیدا کنار عشق که بجای آب آتش دارد جدیداً در افتاده
مشاهده میکردید . که بنظر حسرت ودیده حیرت این منظره دل کش
را تما شا مینمود .
این جوان نیز همان شاعر يستكه میشناسید ! ! !
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
