Machine transcription
۳۴۱
ندانی که همسایه باشد جوار که داری تو او را نه خوار و زار
بود تا چهل خانه مستحق حساب تو همسایه دانسته قدر جناب
میازار همسایه را هیچگاه که آزار همسایه باشد گناه
ز هر چار جانب چهل در شمار همه را بدانی جوار است و جار
ندانی تو ارحق جارنقیر رسانی تو او را ز رنج و ضرر
ولی حق همسایه دان بیش ازین که نفعش رسانی بسیار وین
تو آسوده حالی اگر جان من کنی بهر او دفع رنج و محن
توان داری و گر نکردی چنین بدل ای برادر نداری یقین
که روز جزا این جوار مکنان کند عرضه گر نزد رب جهان
که غفلت بدینسان نمو و ازین بخواهیم از و حق خود از یقین
بود از تو پرسش بروز حساب نداری بحق اندرینره جواب
بگوید چو همسایه با کبریا که یا رب تو از عدل پرشش نما
بمن بست دروازه خیر این بسختی مراداشته بقرین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
