Machine transcription
۱۴۶
ندیدی تو نوری که بر شد بطون | از ان می طپی بهر فردون و دون
توئی فارغ از لذت درد دل | گرفتار آلایش آب و گل
ندیدی دل ریش و جان فگار | ندیدی غم وصل و سودای یار
ندانی غم او چه شادی دهد | مرا دول از نامرادی دهد
صعوبت ندیدی زراه جنون | نه پیموده راه عشق و فنون
نخورده ترا شیشه دل بسنگ | نگشته دلت در غم دوست تنگ
ندیدی گهی جلوه از روی یار | که باشی شب و روز نالان زار
از آن دست کی میزنند سر دعا | که با چاک سینه نشد آشنا
بگوشت نوائی نشد آشنا | که چون من بگردی ز هستی جدا
درین کو کسانی که ره میبرند | بحسرت بحال تبه می روند
چو هستند واقف ز اسرار غیب | بزرگی شان را نه شک و ریب
بعشق خدا سینه ها سوخته | وفای خدا در دل اندوخته
ز سوز خدا دروها اندرون | گرفتار سودای عشق وجنون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
