Machine transcription
۲۱۷
وتنتقى الطلايع من اهل الرائی و البأس من اصحابك وتتخير لهم سوابق الخيل فان
لقواعدوا كان اول ما يلقاهم القوة من رائك واجعل امر السريا الى اهل الجهاد والصبر
على الجلاد ولا تخص بها احد بهوا فتضع من رائك وامرك اكثر مما حابيت به اهل
حاضنتك ولا تنبعت طليعة دلاسرية في وجه تتخوف فيه غلبة او ضيعة ونكاية واذا
عاينت العدو فاضمم اليك اقاصيك وطلايعك وشراياك واجمع اليك مكيدتك
وقوتك ثم لا تعاجلهم المناجزة عالم يبتكر هك قتال حتى تبصر عورة عدوك و
مقاتلته وتعرف الارض كلها لمعرفة اهلها فتضع لعدوك كصنعه لك ثم ادك
احراسك على عسكرك وتيقظ من البيات جهدك ولا توت با سيريس له عقد كالا منت
عنقه لترهب له به عدا والله وعدا وكير والله ولى امرك ومن معك وولى المنصر لكم على
عدوكم والله المستعان وعليه التكلان والحمد لله رب العالمين انتهى كلامه و على
الله مقامه :
فصل ۲۰ - دربیان عاملان و صفت ایشان
بدانکه حضرات ملوک و سلاطین را لازم است که چون کسی را جهت عملی از عملهای ریاست و تقدم
و سرکردگی قوم و غیره عاملی و کارداری مقرر مینمایند باید که از روی تامل و فکر بسیار و آزمودن
و تجارب بی شمار باشد و تا بار بار بگذشتن شهور و مرور و هور نیاز موده و بمحک امتحان نه سنجیده
سه بمعنی با کی شمشیر زدن ۱۲ ح ۳ بمعنی عطیت ۱۲ ح ۳ یعنی چیزی که مخصوص چیزی باشد ۳ بالفتح بمعنی ضایع و
ہلاک شدن ۱۲ کہ یعنی مردم دوراں خود را ۱۲ ح سے یعنی بداندیشان و بدسگالان و کینه کننده گان خود را ۱۲ ح سے بمعنی خوشہ
صف لشکر و حصار که از ان بیم و هرس باشد ۱۲ ح شه یعنی بیدار و خبر دار و برهنا گردان ۱۲ ح سے یعنی پاس بانان و نگهبانان خود
را ۱۲ ح شله و بیدار گردان ۱۲ للہ بالفتح والضم معنی توانائی و کوشش در رنج ۱۲ ے یعنی از براے اینکہ بترسانی
...... سلہ بالضم بمعنی اعتماد و توکل ۱۲ ع بالفتح و کسر میم بمعنی کارگذار و عمل دار ۱۲ ع بالفتح کاف عربی
بمعنی سرکرده و سردار ۱۲ ع ۶ عده بمعنی پیش رو لشکر که برائی خبر گرفتن حال شمن فرستند ۱۲ ع ۷ حرف کنایت بمعنی گزند نیچن ساتیبک محربت
و یا بقتل ۱۲ ح
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
