Machine transcription
۱۶۵
خون درویش کان بکیدندی مغز بیچاره گان کشیدندی همه مغرور سال و ماه شدند
همه مسرور مال و جاه شدند ناگهان تند باد قهر وزید از سر تخت شان به تخته کشید تنشان
را بخاک آمیخت و او ملک شان را بدست دشمن داد و زر اینها بدان جهان بردند مالشان
دیگران همیخوردند ان هذا الا خسر براح و زیغ صراح و ضلال بواح و وقوع فی طعن الرماح
و آن کسی را که حق بلطف نواخت نیک و بد را بنور حق بشناخت باز داشت نار را
از نور دل نه بست اندرین سرای غرور باقی عمر خویشتن دریافت بصلاح معاد خویش
شتافت غم آن خورد کو ازین منزل چون کند کوچ شادمان خوشدل هرچه از مال و گنج
و شاهی داشت بر و با خویشتن جوی نگذاشت لاجرم چون رسید کار بکار رفت با صد
هزار استظهار وهذا تأسی لاهل الحق والبصر لا تقلیل الاعمی والاعور شنیدهام که
بوقت برون شدن ز جهان سوال کرد ز لقمان نهفته عزرائیل چنانکه رسم خردمند نکته دان
باشد که ای حکیم زمانه بدین حیات طویل چرا نساختی کاشانهکه در وی پای دراز
کرده توانست و انگاه رحیل جواب داد کسی کش تو در قفا باشد چگونه خانه بسازد درین
مقام رحیل وقیل لابی یزید رح بعد وفاته کیف کان حالک مع منکر و نکیر فقال رح لما قالا
لی من ربک قلت لهما اسئلا ربی فان قال هو عبدی یکفی والا فلو قلت انا عبده مراً
الا یفید بلا قبوله روح ۳۸۹ ح ۱ وسئل الشیخ شمس الدین صیروطی رح بعد موته فی
المنام کیف حالک مع منکر ونکیر فقال رح کلمانی بکلام مثیح واجبتهما بلسان فصیح - حکی انه
حمل الی بعض الملوک قدح من فیروزج مرصع بالجواهر لم یرله نظیر وفرح به الملک فرحاً
شدیداً فقال الملک لمن عنده من الحکماً کیف تری هذا قال اراه فقراً حا ضراً و
له بکسر اول وثالث بمعنی بے ترس ۱۲ ع ۲ بمعنی آشکارا ۱۲ ح ۳ بفتح بمعنی میل کردن از حق ۱۲ ح ۴ بمعنی ظاهر۱۲ ح
۵ بمعنی یک چشم و کند فهم و بے خبر ۱۲ ح ۶ بمعنی تمکین ۱۲ ح ۷ بفتح صاد مهمله مشدد بمعنی آنچه که دران جواهر ات
برنشانده باشند ۱۲ ع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
