Machine transcription
۱۴۷
الصغیر مثله فجسده کالارض و عظامه کالبجال و مخه کالمعادن و جوفه کالبحر و امعائه
کالانهار و عروقه کالجداول و شحمه کالطین و شعره کالبنات و منبت الشعر کالتربة الطیبة و راسه
کالعمران و ظهره کالمفاوز و وحشته كالخراب و تنفسه کالریاح و کلامه كالرعد و اصواته
کالصواعق و بکائه كالمطر و سروره كضو النهار وحزنه كظلمة الليل ونومه كالموت و يقظته
کالجیاتی وولادته کبدء سفره و ایام صباه کالربیع و شبابه كالصيف و كهولته كالخريف وشيخوخته
كالشتاء وموته كانقضاء مدة السفر والدوت من عمره كالبلدان والشهور كالمنازل والاسابيع
كالفراسخ وايامه كالاميال وانفاسه كالخطى وكلما تنفس نفسًا كان يخطو خطوة الى اجله فلابد
من التفكر في هذه الامور دوم ۳۲۱ ج ۲- آورده اند که سلطان سکندر بعد از ظفر بر اهل شهر همر قتل
فرمود ارسطاطالیس حکیم از برای وی کتابی مشتمل بر عتاب نوشته مضمون در حکمت مشحونش اینکه
اگر قبل از ظفر در قتل دشمنان معذور بودی بعد از ظفر تر در قتل زیردستان چه عذر و چه حجت
چه در قتل بنی نوع انسان تخریب بنیان رب الارباب ست و این امری ست بس مشکل
و ناصواب فردای قیامت بحضور رب العزت از عهده جواب نخواهی برآمد ان ترید الا
ان تكون جبارا فی الارض وما ترید ان تکون من المصلحین باید که مضر و مضات این
احقر الناس را گوش و خودرائی و خود پسندی خود را فراموش و شربت عذب فواید سخن معنوی را
بکام دل نوش کن تا به هیچ عارضه در نمائی و اگر از نصیحتی که کردم ابرو ترش کرده سرکه بر رو مائی و
از بیان حق که کردم نالی و ما على الرسول الا البلاغ انكنت ذكياً كفاك هذا والا فالبليد
لا يكفيه التطويل ولو تليت عليه التورات والانجیل سکندر بعد از مطالعه کتاب سراسر توبیخ
و عتاب از کرده خود نادم و از خون و قتل شان گذشتن را عازم گردیده و از سرقتل وخون شان
گذشته سر بسجده نهاده از خداوند عم فضله و رحمه عذر تقصیر خواست قال مجاهد رح اهربيك الدنيا
بفتحتین نام وزیر سلطان سکندر و ارسطو مخفف همین ست و این لفظی یونانی ۱۲ این آیت در رکوع و ربع جز ۲۰-
این آیت در رکوع بعد از رکوع ثلث جز ۲۰ :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
