BrowseTuḥfat al-amīr fī bayān-i sulūk al-mulūk va al-tadbīr → page 150

Page 150

Tuḥfat al-amīr fī bayān-i sulūk al-mulūk va al-tadbīr · pages 1–258


Page image — the source of record

Scanned page 150 of Tuḥfat al-amīr fī bayān-i sulūk al-mulūk va al-tadbīr

Machine transcription

۱۳۴ تحقير الملا ينتقص شانه وهيبته الاتري ان السلطان محمد الرابع واعوانه لما رفضوا العمل بالقرآن واخذوا بالظلم والعدوان سلط الله عليهم وعلى الناس بسببهم القحط والخوف فخرج من ايديهم اكثر القلاع المعمورة الرومية واستولى الكفار الى ان طعوا فى القسطنطنية له واشتد الخوف الى ان قال الناس اين المفر كلا لا وزر وكل ذالك وقع من القرناء السوء فانهم يحثون السلطان على الجريان بخلاف الشرع (صفحه ۲۲۰) آورده اند که یکی از سلاطین پسر زالی را محبوس نموده بود زال پریشان حال از درد فرزند دل بند نالان و گریان بعرض کرد که اے امیر فرزند جگر بندم را که حبس فرموده رها کن که من طاقت فرقت او را ندارم وقد قيل اضيق السجون مفارقة الاحباب ومعاشرة الاضداد خلیفه فرمود که من حکم کرده ام که تا زنده و خلیفه ام پسر ترا از حنبس رها نکنم زال پریشان حال سراسیمه اندوه ملال چون از رہائی فرزند مایوس و نا امید گردیده آه سرد از دل پر سوز و درد برآورده روی بطرف آسمان کرده گفت که اے سلطانی که حبس و اطلاق عالمیان بقبضه قدرت تست خلیفه تو آنچه بفرزند دل بندم کرد دیدی و حکمی که در باب فرزندم با من گفت شنیدی و تو خدا وند قادری که قصور او را باطل و آثار قدرت خود را بخلاف آنچه در خیال او میگذرد عاجل ظاهر گردانی که ما يفتح الله للناس من رحمة فلا ممسك لها وما يمسك فلا مرسل له من بعده وهو العزيز الحكيم نميدانم که تو چه حکم خواهی کرد چون این سخن جگر سوز درد اندوز زال بگوش حق نیوش خلیفه رسید دل او بغایت نرم شده بسوخت و از سر غضب در گذشته فرمود که پسر زال را از حبس رها کرده و خلعت های فاخره پوشانیده و بر اسپ قیمتی سوار کرده و در کوچه ها و له گویند شهریست که نام آن بزلبیه بود چون قسطنطین اکبر در انجا آمد پس بنا کرد سور آن را و نام آن شهر را بنام خود گذاشت و آن دارالملک روم شد تا این زمان و نام آن اسطنبول نیز هست و حکایات در باب بزرگی و عظمت خوبی آن بسیارست در انجا شاخی از دریا برآمده است که احاطه کرده جهان شرقی و شمالی را بجانب غربی و جنوبی دریابان واقع است و ارتفاع آن سور بیست و یک نوع است و مذکور است که در ان شهر بسیار باب هستند که قریب صده باشد و از انجمله باب الذهب و آن از آهن و ذهب است ببرهان قاطع ۱۲ ع این آیت در سوره قیمه جز ۲۹ ته این آیت در اول سوره فاطر که قبل از گیرند تلت جز ۲۲ ۳ بضم اول و فتح ثالث نام شهریست مشهور از ملک روم بغایت عظیم بنا م بانی آن که پسر هرقل پادشاه روم بود ۱۲ برهان قاطع

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tuḥfat al-amīr fī bayān-i sulūk al-mulūk va al-tadbīr, page 150. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0238/150 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0238/150
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record