Machine transcription
۱۲۰
ما يكفيك فرفع بهلول راسه الى السماء فقال يا امير المومنين انا وانت من عيال الله تعالى فمحال ان
يذكرك وينساني والمقصود من هذه الحكاية بيان استماع هارون الحق وقبوله كالمكان الزاكي
وقبسه حي بالحيوة الطيبة فلذا لم يخرج منه الا الاخلاق الحميدة واما ارض نفس الامارة
المنى كالبلد الخبيث فلا يخرج منها الا الاخلاق الذميمة والافعال الردية روح ۲۳ ح ۱۲
و نیز از جمله حذر و حزم و احتیاط ملوک و سلاطین اینکه از اشخاصیکه از ولایت خارجه وارد و داخل
ممالک محروسه گردند بے احتیاط و احتراز را بعمل آورده که مبدء آثار ثت فساد و فتن و منشاء
ثایره ضغاین و محن نابوده ظاهر شان بباطن یکی و فتنه و فساد نا داشته نه بسیار و نه
اندکی چنانکه گفته اند ابیات نکو دار ضیف مسافر عزیز * وز آسیب شان پر حذر باش نیز
ز بیگانه پرهیز کردن نکوست * که دشمن توان بود در زی دوست * غریب که پر فتنه باشد
سرش * میانزار بیرون کن از کشورش * آورده اند که شخصی کافر نعمتے بسراے صاحب
همتی مهمان پرستی که انعام عام او بزرگان برمک را لاشئی و اکرام تام او سخاوت حاتم طی
به نقطه معنی شعلہ افروخته ۱۲
را طے کردی وارد گردیده آن عزیز مقدم اور اکرامے شمرده و دقیقه از لوازم مهمانداری
او را فرو نگذاشته و هر چه میل خاطرش بود بجان منت داشته مهیا نمود چون مهمان بے ایمان
از خدمت میزبان رضا و خوشنود گردیده خواست که بتلافی کرمش بر میزبان منتے نهد زبان هرزه
بیان را کشاد و داد بد طینتی و کافر نعمتی را داد و گفت اگر چه از لطف و کرم تو روزی و شبی
بیاسودم اما منت خدای را که شرمنده احسان تو سرافگر دانیده آنچه لطف و احسان از جانب
تو در حق من بوقوع آمده هزار چندان از طرف من بتو رسیده میزبان گفت که نان خشکی که
ط یعنی گرد بر انگیختن ۱۲ م ه یعنی آتش و شعله ۱۲ م کے بالفتح بمعنی کینه ها واحدش ضغینه ۱۲ م ح کریم دفع صامع محنت ۱۲ ع شه بمعنی لباس جامہ
شہ برامکہ جمع بر مک ست پس برامکہ اولاد و نسل بر مک باشند و تحقیقش آنکه بر مک شخصی بود آتش پرست در آتش خانه نوبهار در بلخ بود خدمت آتش
افروزی میکرد و از جمیع خادمان آنشکده معزز ترق بود در تاریخ ابن خلکان آورده که نمیدانم که اسلام آورده بود یا نه و صاحب رشیدی نوشته که بآخر
مسلمان شد و با عیال بجانب دمشق که دار الملک بنی امیه بودره تو جه نمود و خالو نام پسرش در دولت عباسیه وزیر ابی العباس سفاح شد و بعد از
خالد پسرش که یحییٰ نام داشت بدولت رسید و بعد از فضل که پسر یحییٰ بود بدولت کامیاب گردید و بعد از فضیل برادرش که جعفر نام داشت
بمرتبۂ اعلیٰ رسید و در سخاوت و مروت نظیر نداشت و دولت به جعفر تمام شد سفاح بالفتح و تشدید فابمعنی مرد بسیار عطا و قادر بر سخن فصیح
و لقب عبد الله بن محمد اول خلیفه از خلفائے عباس که منسوب بجناب حضرت عباس عم جناب حضرت رسول صلم اند ۱۲ غ ۶ یعنی طی دیگروه را دریافتن ۱۳
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
