Machine transcription
از جهت لغت مغز جان نهاده است
در رتبت سر آشکارا و نهان نهاده است
عاجز و درمانده ام با پیر پیران دست گیر
مخمساست
ای آنکه توئی واقف اسرار نهانها
تسبیح تو گویند همه بسته زبانها
جان یافته از مرحمت روح و روانها
ای لال ز اوصاف تو پیوسته زبانها
در خامه چوشق مانده زحمد تو بیانها
ای گشته ز انوار تو روشن دل تاریک
راهیست ترا با همه کز زشت و گرانیک
هستی همه جا با همه سو از همه نزدیک
آثار تو ظاهر بهمه کون و مکان لیک
از تو نتوان یافت نشانی بمکانها
هر سال شجر را تو دهی خلعت خضرا
هر روز ز لطف توضیا یافته بیضا
هر شام کنی طره شب را تو مطرا
ای از تو عیان ظاهر و باطن ز تو پیدا
وی مظهر صنع تو عیانها و نهانها
انی که نداری بجهان هیچ مکانی
در کنه صفاتت نرسد و هم و گمانی
گرچه نبود قابل حمد تو بیانی
خاموش ز ذکر تو نیم هیچ زمانی
هر موی مرا هست بیاد تو بیانها
در شب همه شب با دل اندوه قرینم
تخم گلی از معرفت دوست نچیدم
چندانکه باین خاطر اندوه حزینم
کردم طلب وصل تو گردید یقینم
کز و هم و در ادراک تو و امانده گمانها
در آتش جانسوز تمنای تو یا رب
از خون جگر ساغر جان گشته لبالب
پروانه صفت مانده و دل در هجر تو در تب
اندر طلب وصل تو چون شمع همه شب
در آتش دلشد همه سوخته جانها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
