Machine transcription
۵۳۴
نو دارم ناله حیان حال دل خونینم
بست روزی من پراره مدار آلوده
بسکه بگداخت دل از آتش هجرین بالید
اشک من بحب کدا ز دیده کذار آلوده
عشق فارغ ز غم هر دو جهان ساخت مرا
عشق خوبست بود گرچه مجاز آلوده
می نهد پا بسرحج برین از سر ناز
هر کرا دامن عجز است بنار آلوده
نقد راز برون رفت زسازت چو صدا
تا که شد پرده کوش تو ساز آلوده
طرمی کنم که کشم دامن لطفش سلیم
کفت رو دامن است بنیاز آلوده
از طبع خود در کابل گفته
جو کر سکه هر دیده خونین شده
یک سرامای چو کل این همه رنگین شده
خسروان بش بفرما و صفت جان دارم
این قدر ای شکرین لب زچه شیرین شده
وصف زلف قدر رخسار و خدت را گویم
سنبل سوره کل و لاله و نسرین شده
عشق تو مرا سوخت سرایا چون شمع
شعله خوباز دن آتش دیرین شده
تو باین عشوه گری ای صنم عشوه طراز
افت جان دل وماهروان بین شده
محفل از حسن توانید صفت حیران شد
ای بت کا فرچه این کچه آئین شده
خواب در دیده من سوخت زحیرت امشب
تا بدین جلوه جانسوز بیالین شده
نا زدی خنده با شک مژه ام از سر ناز
باعث تفرقه خوشه پروین شده
تا کشادی گره کاکل مشکین بخطا
خون فشان جگر مشک نما چین شده
ار پی رقص چو برخاستی ای مایه ناز
آتش جان و سپند دل خونین شده
باز کن دیده بحال دل ریش طرزی
که بجنگ دل ما باز چو شاهین شده
بر روش حافظ در قندهار گفته
ز خانه مست برون آمده شراب زده
بسوی جام و صراحی و شمع و شاپ زده
عنان بکش که مبادا بخون شود پایت
که خون کشته تو موج تارگاب زده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
