Machine transcription
فغان زان مسلمان ای مسلمانان که در یکدم
دو زلف کافرش اکف بود دین آیینم
بگوشش مار چون دیدم فروزان گوشوارۀ او
طلوع از مطلع ماه درخشان کرده پروینم
بی آزارم با خیزر شیند چو برخیزم
بقصد کشتنم با خصم بر خیزد چو نشینم
ز دام عاشقی عمری رهائی داشتم لیکن
شد اکنون از مرغ دل اسیر چنگ شاهینم
شود حور شهید از کاشانه تاریک من غایت
شبی گر ماه روی یاد کرد و شمع بالینم
بخواهم کرد ترک محفلش گرما برا و طرز
بخلی همچو فرهاد ار بر اید جان شیرینم
جواب محمد امین جان در کابل کو
کی زمن پنهان شدی تا من ترا پیدا کنم
من کجایم تا ترا در خاطر خود جا کنم
گر بکوشش سنگ نام لعل سیزابش برم
در رگ خارا شرر را آب چون صہبا کنم
نا صید خود گرفت ارم بیابان خانه است
ور نه خود بیرون برایم خانه را صحرا کنم
بحر از خجلت بجیب قطره پنهان میشود
گر بکشم چشمه نیر بحشتی در پا کنم
زان مقابل با صفا طبعان نمی آرم شدن
چون باین تمثال زشت آئینه را رسوا کنم
کر برای بستن معنی پر و شاهین فکر
صید مضمون را بیرون از بیضۀ عنقا کنم
من که خون اشام دردیم نظم با غیر تست
زان بجای باده خون دل امین مینا کنم
جام خالی زان تمنا با دۀ عشرت کشد
باش تا من نیز چندی خدمت دلها کنم
طاقت دیدن ندارد چشم از ضعف نگاه
بی کل روی تو چون مژگان زیم بالا کنم
از امل تخمی که با خاطر با توام است
زلف طومار پریشانی رس چون وا کنم
با دل روشن سیه روزی بیجا میکشید
تاسان مرد یک در چشم مردم جا کنم
طرزى چون بزرگی ما دید میکت عندلیب
عکس زنگ لحن آئینه را رسوا کنم
بردوش بیدل کا بل کو
بیشتر نقش نیم چون تما شا میکنم
همچو ساغر خط خمیازه را انشا میکنم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
