Machine transcription
٣٥٨
جز نازکی مو به میان هیچ ندیدم شاید بمیان خود کمری داشته باشد
در سوختن استا دکی شمع چودیدم گفتم دل نرمش جگری داشته باشد
بر راز دلم دوکش نفس نوحه گری کرد ماتم زد کان نوحه گری داشته باشد
چون شمع کند بدم تیغ تو نثارش هر کس که درین بزم سری داشته باشد
مانند شرر جسته ازین خانه بر آئیم هر کس باین در دوری داشته باشد
هر جا که نی بو ذرعس نیشکر بافت شاید نی ما هم شکری داشته باشد
چون بخت کل زود پروازین کلزار هر کل بچمن بال و پری داشته باشد
حیرت زدگان تو بصحرای تحیر شاید که ز ما هم خبری داشته باشد
از شور د شر حرف بد و نیک بر امد چون حلقه اگر کوش کری داشته باشد
سرخ است چو کل چهره اش از خنده کل هر کس که درین دهر زری داشته باشد
در جرکه این مردم حیوان مینه خر ادم بود انکس که خری داشته باشد
مانند صدف میکندش سینه زخم چاک هر کس که بامن هری داشته باشد
بیر چو گهرکس نکشد در ین کوشش طرزی بکند کر هنری داشته باشد
از طبع خود در بغداد شرف گفته
کر دل زخمم هجو تو خون شد شده باشد دل کر عوض اشک بدون شد شده باشد
در دست غمم هجر تو عشق تو ای یار هر میر که د درد فزون شد شده باشد
تا چشم زدم باده اشکم بزمین ریخت کر شیشه پر باده ننگون شد شده باشد
دیوانکی عشق بتان عیب ندارد عقلم همه کر صرف جنون شد شده باشد
همت هوس پرورش دهر ندارد کر چرخ فلک سفله دون شد شده باشد
دانسته دلم کشت بزلف تو کر فتار دیوانه زنجیر جنون شد شده باشد
کر کبک دل وصعوه جان من محزون در چنگل شهباز زبون شد شده باشد
دریده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
