Machine transcription
نیم خجلت کش معنی و من لعل جانانش
عرق از عکس لعلش بررحم اب بقا کرد
من ان برق جولانی که از بس گرم رفتن
چو شمعم دیده شوق تو سر از جای پا کرد
دل از نقش خیالش را جدا سیم بتوان کردن
همان صورت زترکیب هیولی کر جدا گردد
نمیشدانگ انگوشد نکه از پرتو رویش
هوا کل میکشد شبنم همان شبنم هوا کرد
من ما از میان برداشت اخر ذوق یکتائی
چه پیکردی بگرد او بگو نا گرد ماکرد
من ان شخص گران سنگ سبک سیرم که حسرت
درین کهسار پیش ناله ام کوهی صدا کرد
زتاب طاقت طاقت ربای ناچه میری
دل از بیطاقتی چون سایه از شخصم جدا کرد
هجوم نی نوامحشرا نواشد نی نوایان را
پولی برحاصل شکر کره زو بینو اکرده
چو بیدل نسخه اندیشه ام طرازی رنگنائی
عجب دارم که در آئینه تمثالم جا کرده
جواب کلیم در قندهار گفته
خیال قدترا غیر کبرسب بکیرد
زرشک نقشم از پای تاسر گیرد
زوام حلقه زلف تو مرغ دل پر
هزار بار گرا ز ناوک تو پر گیرد
نمیتوان توسوز جگر بیان کردن
مبادزانش دل دامن تو در گیرد
بغیر جعد معنبر که کرده عارض تست
شبی که دید که خورشید را ببر گیرد
تب و طپي غمم را بخونی از من یار
بان لبی که دو صد حرف بر شکر گیرد
بهرکجا که دلی کم شود ز عاشق زار
رو و ز طره طرار او خبر گیرد
کنی کاکل دکاهی برشته بتزلف
بگوی باز توای دل کسی خبر گیرد
زعهده دل طرزی برون نمی آید
چرا دو زلف تو شرم دلی بر گیرد
برطرز بیدل در کابل گفته
یاد چشم تو جوانز دیده تر میکند
جای اشک از مژه خون جگر میکند
بر رخ ماه تو این عمر گرامی بشتاب
چشنگی میزند و شیر شکر میکند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
