Machine transcription
۲۳۴
مرای شعله خوار اتس سوزان چه ترسا که دل در سوختن چون شمع اتس در مکار دارد
بچیں زلفش از وضع پریشانم چه میپرس که باد طره اش دل را ز هم در زرند دارد
دل حیران ندارد زهرة دیدن چشیم او که تاب نگاش حیرت ائینه بر دارد
خکش غنچه با حرف تبسم لیس او کو بد که در گنج دتانت خنده جان در کردارد
چه شد کرچون زنان بسطامم خدا مداد ولی از زخم دل پیکان نلد دو نتر دارد
جواب صائب در کابل گفته
کجا پردای بزم ان ابروکمان دارد که حسی او زره از خط مسکین زنهان دارد
سپریس ی عشقش ان سوزش داغ جکر سوزا د لم چون شمع اندر سوتها اتغران دارد
دل صد چاک من از زخم پکانش چه دارم که آن ابروکمان بر قصد جان مردکان دارم
کجا ای سرو بالا هم نشین میروی تنها بیا بر چشم من نشیں که جاش اب روان دا
بیا زار غمش از سود و سودا یم چه پیپر کزوان نقد جان سودا بفرم از ارمان دارم
زبارک دانی موی میان بارکس اخر چو مو باریک کشتم زانکه موی درمیان دارم
بیاسوی چمن بخرام بر کل نازها مسکن کجا شوق سماع کل گلز باغان دارد
خدنگ مار اکرشست بکشای سوی طرز دل خود را کجای استخوان پشت ننهادام
جواب صاحب در جندلجانه کشه
هر که چون ائینه پیش د ل جران دارد از کل عکس کلتان کریبان دارد
کرم تازان تو از کوه و بیابان گذرد کی بره کرم روان با ک صفیحان دارد
غنچه پیکان جکر دوز تو در دل دارو کل ز دست تو بدل زخم نمایان دارد
خاطر ش دل اشفته ما جمع شود هر که در دل غم آن زلف پریشان دارد
خال در دورلبت جلوه فروشی دارد مور آری یکی ملک سلیمان دارد
شہر پرشور چو طر چو د لم تسنک کرد دل دیوانه از ان ذوق بستان دارد
۲۰
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
