Machine transcription
۱۳
ابداری که درین سفر خیریت اثر از طبع خدا دادشان در وصف کعبه معظمه و مدینه منوره سرزد
یکی در دیوان و رذیل اشعار سفر هند و عراق مسطور است من جمله مضمونی غربی است که در صفت
احرام حضرت کعبه معظمه که در موسم حج بر دمی ببندد انشا فرموده که درینجا بنگر ارتقای انراکت
قطعه در معنی
رفتم چو بهر طواف در خانه خدا
دیدم که کعبه هم چومن احرام بسته است
رفتم بخیر پیش و نهادم جبین بخاک
زیرا که خاطرم غمبش سخت خسته است
گفتم خدا را این کعبه راست کوی
زین بسته سر بتن که از طبع جسته است
عالم برای طواف تو احرام بسته است
در پای بسته است و در انخویش رسته است
اخر بگو تو بهر که احرام بسته
با انکه خاطرت دو عالم گسسته است
گفتا خموش طرزی ازین سر سرنفت
اسرار این رموز دری باز بسته است
زبان بر مبز گفت که طبع منم ز هجر
چون پسته سفیر چاک مباد ادم خسته است
گویند مردمان که منم خانه خدا
من خود ندیده ایم تا من نشسته است
ان یار بی نشان که بگنجد هر دو کون
داری مکرگمان که برین تیغ دسته است
من خود ز هجر سوزم از ان یار بی نشان
این بیت سال من خلل بسته است
من بود هفته کرد در شش سید دهم سبر
ارکان من اگرچه تو بینی نشسته است
من کیستم که در شش باین عظمت علو
با اشک حسرت اررخ او دست شسته است
از قوسین ج دست مانع امکان
یک لامکان جبیر بر از تاب جسته است
گفتا که طرزی ان لب یکتای بی نشان
حفش نزد می هر که بود چشم بسته است
حضرت مشارالیه بعد از عودت این سفر خیر مسب مدتی قدم در دامن استراحت کشیده
و مشغول بمطالعات و عبادات ذات معبود خویش که از وظایف عمری شان است
گردیدند و در سنه ۳۱۰ موفق بر تالیف و ترتیب تهذیب کتابی کردند که بعنوان اخلاق حمیده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
