Machine transcription
مدیر سپاهی که درشت افغان
که در زیر حکم تو مانند خیل مژگانست
چنین پاس کنه بها و رای روش تو
نه در فرهنگ آثور و نه در بنابر انست
بفکر موی شگافی بعقل سرانجام
برای قلعه کشائی محنت افزایست
سخن شناس سخن رس ضمیران اللطیف
بفهم صاحب استاد نکته سنج است
بکار خانه اسباب انتظا بلند
بکار وصنعت تو عقل و فهم حیرانست
زتوپ تا تفنگ از کرنیج تا بکلاه
زوانش تو سراسر زیب و سامانست
هران صفت که بانسان کا ملیت ضرور
همه بطبع شریف امیر افغانست
امیر شیر علی خان که کاه جود و عطا
کفش زجوهر سخا آبروی نیسانست
بخت کار و سپاه تو حاصل است
در ان خلاف یکی یک قطره پیش عمان است
زیبکه خلعت رنگین بخلق عید می داد
نه سرخ و زرد جهان همچو روی بستان است
بهیچ نسبت جودت اگر کنم بخطا
نه حرف است ا و بلکه محض ہذیانست
بروز رزم دل اهل بزم از الفت
چو گل کشاده جبین غنچه خندانست
شهابند خیالا بزرگ و قرب ستا
همین قصیده که از طرزی پریشان است
مرا ز مدحت تو نیت شاعری مطلب
که شعر من همه خاره وضع انشائست
مرانچه وصف تو گفتم در ان مبالغه نیست
که واقعست نه اغراق و صرف بہتان است
تو شکر نعمت حق کن در وجود بشریف
کمال دانش و عقل و صفا و ایمان است
بعہد توجه سزانه که کرده طور
رزشک و حسرت ان غم نصیب نتان است
چنین سپاه که تو دار کسی کجا دارد
که افسران تو هر یک چو پور دستانست
تنی بهیچ ہنر پیش دیگری محتاج
که ہر کمال تو به از کمال ایشانست
تونی مطاع معظم شو مطیع کسی
که کجلابی تو به زتاج سلطانست
سپاه تو همه افغان قواعد افغان
سپاه حه خانه تو بلارسیت افغانست
نقل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
