Machine transcription
بدریا، طرازیت دوستی سحر دمد سایه دست مرحمت کن بکو جوبری
روز نبر در گفت تیز شوم چو تیغ تو تا که زخاک خود مرا بر بدار برت
پیش تو جان خویش را پیش طل اسپر کنم چون تو بقتل دشمنان بر سر خود پسر
دوستی توام عرض پیش سار گفتگو نی ز طمع که در کحم کیسه سیم و بربری
باد عدوی تو چوش پس کج بی فشی چون تو بکنج معدلت عامر حق کن محری
قصیده در تعریف امیر علیجان و تاریخ جشن ولیعهدی عبد ا...
بیا که نوبت حکم امیر در در است حکومش بطراوت چوار بیهات
بد ونش دل مردم کل شگفته تریست که عهد او بطرب موسم بهارا نست
دهن بخنده شادی گل کشاده ترست که دیدن رخ او روز عید قزبانست
زظلمت الم و غم نجات یافت جهان که ظل سایه او آفتاب تابانست
درین رواق زبر جند چوبادشاه بد پیش صورت او همچو نقش ایوانست
زنوک خنجر او با د شاور و من ختن چو برک بید بسبت همیشه لرزانست
زبرق تیغ جهانگیر دل دشمن بسان شعله آتشیان نیز است
کشند جو تیغ بجان عدو ز ملک و جود بهرای مرک شهر عدم گریزانست
چو تیغ کج بکفش دیده عقل با خود گفت هلال شب بظاهر بطرف نیوا نست
سوار بر سرتوسن چو یکش گوید که بر هر پین آفتاب خشانست
چو با تخت مرصع که داردار شوکت قران شتری با ماه تابانست
هلال تیغ و در تسخیر ملک خورشیدار بگیر شهر خراسان که بر خورا ساتست
چنانکه پیش خورا سان بود گرفتن آن نزد عزم تو زان حمله جز اسانست
هر انچه با دشهانزا بو و ترا با شد نیاز بر هنر خود که جای ناز انست
بدین سریر نشسته بسی امیر کبیر چنین سپاه بعهد که زان امیر است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
