Machine transcription
همیشه تا که بگلزار در بهر هر سال
نسیم صبح بده خنده غنچه را تعلیم
مدام باد دلت خرم و لبت خندان
بسان گل که بود خنده زان تبسم نیم
قصیده در مدح سردار محمد امین خان پسر امیر دوست محمد خان
ایاشهی که بمیدان جود و لطف و کرم
ربوده دست سخای تو گوی از حاتم
تویی که مثل تو اندر شرایط امکان
کسی بعالم هستی نیامده ز عدم
شکسته رتبه و شان تو شوکت دارا
ربوده حشمت قدرت کلاه از سر جم
بهر صفات سعادت بذات تو مضمر
تمام عزو شرف در جناب تو مدغم
تراست رتبه قدر رفیع در ای معین
عزو قوی و کرم پیشه عزم مستحکم
زبیم قهر تو کرده است باز نسلخ پلنگ
زصیت عدل تو گورا ز اسد ندارد رم
نموده باز کبوتر بدوش خود شاهین
گرفته منت آهو بچشم خود صیغم
ز داد عدل تو از شیر می نترسد گور
زداغ پشت پلنگ آهوان نداردرم
چو دست عدل تو بکشود پنجه احسان
در آستین حوادث شکست دست ستم
بدھر چون تو جوانی فلک ندارد یاد
نزاد چون تو پسر ما باین دم از ادم
زبسکه لطف تو غنچه ارا دم افتاد است
بزخم سینه حاتم نمی رسد مرهم
ابا یگانه دوران که بهر تعظیمت
نموده قامت تسلیم چرخ گردون خم
سخا و جود تو از کان بحر باشد بیش
به پیش حلم تو از کاه کوه باشد کم
شده زشوق سخایت سفید چهره سیم
نموده دست عطای تو زرد روی درم
به پشت گرمی تو پشت چرخ کرد درست
زبار جود تو قد سپهر کردد خم
ز بس مسلمه در دول گرفتارات
بسان حلقه مدامم نشسته بر در غم
تنی چو ابروی خوبان زبار هجر دو تا
دلی چو طره جانان شکسته در برهم
مرا ز بهر سفر چونکه مارکیب شده است
بزیر بار گران قامتم خمیده و خم
برای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
