Machine transcription
ست کمین بنده این پادشه مصر شام
چونکه سنیافت که قصه تو بدخواه را
کیست که از حکم تو سرکشد ای تاج بخش
دوش پی مدح تو از مدد فکر تیز
کنه باندیشه غرق هم چو گهر تا بفرق
من بخیال بکر ژرف بی سخن سفته کار
سید عالی نسب عالم علم و ادب
بردیمانی بر حیثه رومی بهر
امده بر پشت ذکمت طرزی علی فخار
چند بمدح خسان طبع تو ریزد گهر
از ره عجز و نیاز رفتم و گفتم بچشم
ای در عالی تو قبله اهل جهان
منزل اول بود قصر ترا بام چرخ
بحر بر پیش کفت است زیک قطره کم
جود تو چشم طمع کرده ز انعام سیر
خجلت انعام تو آب کند بحر را
جود تو بر باد داد بخشش حاتم بطی
هم زمن عدل را داد تو چون نو بهار
از سخط عدل تو بره و امانده را
چون روش ظلم را پاس تو برهم ریم
پاس تو گر باز دا حکم عدالت بدر
هست کمین چاکرت خسرو مازندران
از احسان و تیغ و اکشتی میزمان
حکم تو چون تیغ بر شاهان دوان
کرده باندیشه طی منزل هفت اسمان
خالی از اغراق و رزق عاری از نعت و ان
کا مدم از در درون دلبر شیرین زبان
کا ه بیانش رطب ریخته از نان
از همه ادیبان خر حرف سخند ان
خیز بیا شعر نغز پیش من از مکولان
در صفت شاه ما صنعت خود کن عیان
انچه تو کوبی مرا طیعت عمر و در ان
تیغ تو خط امان داده باسلامیان
پایه زیرین بود قدر ترانستمان
چرخ بخن دست پست تر از استان
بخش تو از را بسته راهزنهان
خجلت اکرام تو دود برار دز کان
عدل تو در اب شت ز نمره شیران
هم چمن امن را رای تو چون باغبان
گرگ رساند بدوش تا بچهور سگبان
چین نفت از هوا بر رخ آبروان
بهر کبوتر کند شهپر خود سایبان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
