Machine transcription
۱۵۵
من که یتیم که عرش باین عظمت و علو
با اشک حسرت از رخ او دست شسته است
ار قوس چرخ و شست کمان زود بر کمن
یک لامکان چو تیر پر از تاب جسته است
کشاد طرزی آن لب یکتای بی نشان
حشر نزوی هر که بود چشم بسته است
قطعه در فراق کسی گفته شده
دیشب کنج محنت و غم با دل حزین
گفتم که ایدل از چه مانده تابی
تا کی بسان طره جانان مشوشی
تا کی چو زلف یار پریشان و درهمی
از غم چرا چوا ه یتیمان معلقی
از خون چرا چو خاک شهیدان مخمری
آهوی چشم خوشنگان نیستی چرا
هر دم ز دیده من غمدیده در رمی
دائم چو چشم یار چرانی چنین سقیم
پیوسته همچو ابروی دلدار در خمی
هر دم بغم انیسی و با تاب و تب جلیس
هر دم بآه توام و با ناله همدمی
یکدم نشد که از تو نیابم ملالتی
یک لحظه نیست کز تو نبینم ماتمی
ما چند موجب ستم و رنج و زحمتی
تا چند باعث الم و مایه غمی
هر دم چوقد دلشده کان تا بکی خمی
هر دم چوچشم ماتمیان چند پرنمی
یکدم قرار گیر ز خونخوارگی و لا
اخر ز سنگ خاره نمی قطره دمی
چون دل شنید گفت شنیدم کنون طپید
گفتا چسان بجان نکنم ناله هردمی
جان عزیز از بر من سید و کنون
آنجا که نیست تاب جدائی از و دمی
جانی چه جان مجانیه جانی مصور
روحی چه روح روح روان مجسمی
دریا به پیش همت او کم ز قطره
دنیا بچشم حیرت او کم ز شبنمی
مهرش برای خاطر غمدیده مونسی
لطفش برای سینه صد پاره مرهمی
بی او چسان بباغ و گلستان روم که هست
باغ و بهار بی گل رویش جهنمی
طرزی صبور باش که در باغ روزگار
خرطوش است و اینش هر نوگلی شمی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
