Machine transcription
۱۳۲
حسان عمر عدوی ترا بروبشتاب
ز مام کشتی جاه ترا بر و بدرنگ
همیشه با دل دو ستان تو پرشهد
بکام دشمن تو شهد ناب با دشرنگ
قطعه که از زبان پر محمد امین جان عندلیب تخلص جهته امیر شیر علیجان فرمود
اسپبی که داد امیر معظم باین غلام
از بسکه سیز بو د و تند تیزگاه
اسپم بسان با د و منم پشه ضعیف
کی در میان پشه و با د است اتحاد
خواهم ز شاهزاده عالی مقام خویش
اسپی چو آب راهرو و نرم و خوش نها
آن شاهزاده که مانند نو جوان
دوران ندیده است ندارد فلک بیا
چون نوجوان مباد ندارد بهان پیر
چون تو پسر مادر گیتی دگر نزاد
از پاسبانی تو سپهر مقیمت و کشور
وز کاردانی تو پدر خرمست شاد
از برق تیغ تیزوای شاہ شیر گیر
آتش رشک در تن جان عدو فتا
تاسمان و زمین است برقرار
دوران بخواهش تو جہات بکام باد
قطعه جهته سردار محمد امین خان فرمود
ای بسپس سهم مژگانت دل خوبان د
طره ات بر گردن حور شر اینکده چنگ
بر عذار لاله رنگت از نگاه گرم ما
همچو بر وردار نسیم صبح افتاد و شکنک
قامتت از خوشخرامی قد طوبی کرده عب
عارضت از لوح خوبی ماه تابان کرد دک
شرحه شرحه شد دلم نا شرعه آور دشتیت
مهر و پشتم شکستی تا تو بستی رنگ
تا یکی شمس مرادم باشد از صحب غیم
تا یکی ماه مرامم ببیند از ظلمت بهک
چند از سوز جگر بر دل فروزی شیر
چند از شور یم بر جگر پاشی نمک
رشته صبرم شد از تیغ غمت قطع ایجاب
گردن گردان ز شمشیر امین جان دلک
بست سقراط و فلاطون پیش عقل تو حمق
بست سقراط و ارسطو پیش فهم تو فلک
یا مه نو آفتاب از نیلکون خضری عمود
یا به پشت فیل باشد شاه با برق محملک
تابحال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
