Machine transcription
صحيفه ۸۸ سياحتنامه سه قطعه روی زمين جلد اول
دویده بازوی خود را تقدیم کردم . مادام دست خود را ببازویم انداخته به آهستگی برزینه بالا برآمدیم. بیچاره به بسیار زحمت بالا میشد ، ودستش در زیر بغلم میلرزید .
بکمال احتیاط بر یکی از آرام چوکیها نشاندمش . حضرت پدر پرسیدند که :
-- این بیچاره را چه شده ؟
از کیفیت عرض کردم. برو افسوس ، ومرا تحسین فرمودند ، و ابومحی الدین را بساختن يك گلاس شربت لیمو امر نمودند. شربت را بمادام تقدیم کردم ، یکچند نفس نوشیده گفت :
-- تشکر میکنم . راحت کردم ! نمیدانم که بچه صورت مقابلهٔ لطف شما را بجا آرم !
گفتم -- هیچ حاجت تشکر نیست ، وظیفه انسانیت همین است که هرکس به اجرای آن مجبور است . حسن توجه والتفات شما هزار چندان مقابله ومکافات آنرا بمن بخشیده است .
والحاصل امروز را بعد از پیشین بيك هوای خوشی بشام رسانیدیم . حضرت پدر از سر شام بقمارهٔ خود تشریف بردند . طعام شام خود شانرا که عبارت ازيك شور بای مرغ بود درقمره تناول فرمودند و تا بوقت نماز خفتن بقراءت کلام مجید مشغول شده بعده از نماز خفتن بخواب رفتند .
من در دالان آمده دريك کوشه نشستم . زن کپتان و اپور، پیانورا بکمال مهارت مینواخت ، و دو سیاح ایتالی در خواندن با او هم آواز شده يك نشاط بی اندازه بهم میرسانید . تا بوقت حاضر شدن طعام که ۹ بجهٔ شب ساعت مقرری هروقته آنست به استماع ساز و نواز بسر آورده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
