Machine transcription
صحيفه ۷۰ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد اول
دالان خیلی روشن ومزین بود چند نفر مردان و زنان فرنگستانی کسانی
بمطالعه و کسانی بقطعه بازی و بعضی به پیانو نوازی سرگرم عوالم خود بودند.
خدمتکاران سفره پرداز دالان نیز به ترتیب وتنظیم سفره بزرگ طعام
خوری که در وسط دالان موضوعست مشغول بودند .
حضرت پدر بقمارهٔ خودشان که نمبر ۶ بردروازهٔ آن نوشته شده بود
داخل شدند. دروازه های همه قماره ها ازدا لان باز میشود . قماره نیز
بايك چراغ بسيار بزرگی که از سقف آویخته شده روشن میباشد .
حضرت پدر فرمود :
– فرزند ! اگرچه تکتهای مابا تان گرفته شده ولی خودت میدانی
که نشستن من بر سفرهٔ طعام با روسهاو خوردن نان آنها خیلی بعید است.
ابو محی الدین را بگو که برای من یکقدری نان و پنیر و چیزی مربا و بقلاوه
که باخود دارد درهمین جابیارد. وخودت بر سفره حاضر شده طعام بخور.
گفتم – منهم با شما بهمین طعام اکتفا میکنم ، برسفره نمیروم.
فرمودند – نی فرزند ! در نظر آنها خود را سرا سر متعصب و متنفر
از انها نشان نباید داد . زیرا سراسر از مارم میکنند. حالا نكا یکچند
روز هنوز با آنها سر و کار داریم .
گفتم – امر از شما است .
لهذا حضرت پدر را در قماره گذاشته خودم بر سطح درجهٔ سوم وابور
آمدم، وفر مودهٔ پدررا بجا آورده برگشتم . بعد از طعام حضرت پدر
بخواب رفتند و من دردالان برآمده در نزديك پیانو كه يك مادام آنرا بکمال
مهارت مینواخت نشسته به استماع آن مبهوت ماندم .
درین اثنا زنگی که حاضر بودن طعام را اخبار مینمود بنوا ختن
آمده همه مسافران بر سر سفره جمع آمدند . بر صدر میز طعام کپتان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
