Machine transcription
صحيفه ٦٧٠ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
داکتر را دیدم که بر سطح قدم میزد . چون مرا دید پیش آمده گفت :
- چسان خود را می یابید ؟
گفتم - الحمدلله . هیچ درد و الم بجز یکقدری ضعف و سر گنکسی ندارم .
گفت - امروز میباید که در يك اوتلی رفته بجز راحت دگر هیچ کاری
نکنید . طعام را نیز خفیفه تر بخورید ! امید است که فردا هیچ چیزی نماند .
گفتم - من رفتنی شام میباشم ، وبوقت شام باعرابه داك حرکت
میکنم و نمیخواهم که همچنین سر با دسمال بسته بخانه بروم زیرا موجب
پریشانی عایله میشود . آیا هنوز زخم سرم به بستن احتیاج دارد ؟
گفت - بیائید که بازيك معاینه کنم .
بادا کتر باز به اوتاق اول رفتیم . دسمال زخم را باز کرده زخم را معاینه
کرد و آپانسمان لازمی را اجرا کرده پس بسته نمود . و يك شیشه دوای
کوچکی داده گفت :
- امروز تا بشام باز نکنید ، و ازین آب در هر دو ساعت یکبار زخم را
تر کرده باز دسمالرا به بندید . فردا وقتی که بخانه میرسید دسمالرا اگر باز
کنید هیچ ضرری ندارد ولی راحت کردن امروزئی تان تا بشام
ضروریست .
از داکتر وداع کرده و يك قایقی گرفته به بندر برامدم . سرقومیسر
لیمان بیروت که ( حسن ) افندی نام دارد ، و از سالها بهمین مأموریت
در بندر میباشد ، وبسبب رفت و آمد بار بارما برين بندريك دوستی و محبتی
با هم رسانیده ایم بر لب زینه مرا استقبال کرده ، وبيك تلاش واضطرابی
دست مرا گرفته گفت :
- الحمدلله علی السلامه ! شکر شمارا زنده و سالم یافتیم خدا میداند که
بسیار پریشان بودیم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
