Machine transcription
صحیفه ٦٣٤ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
آن در نظر جلوه مینمود بیرون برآمدیم .
حماد الاسود گفت :
- چسان ؟ انشاء الله شب تان بمسرت گذشت ؟
گفتم – بلی گذشت اما نه بدرجه که تکت قمره درجه اولم در جیب بماند ! لهذا يك آن اولتر بواپور باید برسیم .
گفت – هیچ اندیشه مکنید ! هنوز وقتست به بسیار راحت بواپور خواهید رسید .
اینرا گفته و يك عرابه چی ئیکه درین اثنا عرابه خالی خود را برای پیدا کردن مشتری به اینطرف و آنطرف میگردا نید آواز داده در عرا به برجهیدیم . بعد از مرور نیمساعت عرابه ما در پیش اوتل ( ناپولی توقف نمود . یجا یکی بر زینه ها بر آمده دروازه خود آمدم و حساب خود را با صاحبه او تل كه يك زن بسیار فربه سرخ چهره بود قطع کردیم . خادمه لطیفه کلینه ئیکه دیروز پاهایم را شسته بود در اثنای که بامن در بستن بکس معاونت میکرد گفت :
- دیشب بسیار انتظار تا نرا کشیدم نیا مدید .
گفتم – چرا انتظار میکشیدید ؟
گفت – بلكه يك كار و خدمتی پیدا میتید ؟ ! . . .
مقصدش را دانسته دو مجیدی به او بخشش دادم . حماد الاسود با مور گن یعنی ( مر جان ) رفیق خود صندوق و بکس و غیره را برداشته از اوتل برآمدیم ، و از پیش سوك سنگ بست او تل از زینه بکشتی نشسته بظرف پنجدقیقه بوا پور آمدیم . اشیای خود را در قمره جابجا کرده و حماد الاسود را زیاده از امید خودش به بخشش دلشاد کرده و البسه ام را از بر کشیده بيك خواب بیهوشانه فرو رفتم . اگر بگویم که در خواب با خیال ( ست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
