Machine transcription
صحیفه ۶۳۳ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
عاجز را بسی توبیخها و تقبیحها خواهند کرد . حالا نکه اگر بکدری
انصاف بفرمایند قباحت را تنها برسیاح عاجز نی بلکه بر سبب شده گان
این سیاحت نیز می یابند . در سن صباوت که هنوز چشمم را نو بدنیا باز
کردم از وطن اخراج شدم . آیا بچه سبب ؟ آنهم مجهول ! قریب به
سی سال در همچنین ملکهای آزاد مملو از مکروهات بسر آوردم . جوانی،
بیغمی ، آزادی ، تا یکدرجه زر سرخ ، در هر قدم کام نهنگ ، دهن
اژدها ! آیا کدام دل کدام حواس خودداری تواند ، کدام زهد و تقوا
بداد برسد! برای کسانیکه بداد شان رسیده نادر است (و النادر
کالمعدوم ) ! . . .
والحاصل من به این محاکمات فکریه مشغول بودم که دروازه باز شده
از پشت در پرده جناب ست مه پرتو مانند بدر منیری به پرتو نثاری ظهور نموده
سبحان الله ! چه منظره ! مه پرتو بيك لباس نیم برهنه بسیار لطیفی
تبدیل قیافت نموده بود . موهای بسیار وافر و غلوی کستا نه رنگش را
سراسر بازداشته ، و در حد گردن از پشت بران بايك فيته ابریشمين كلنا
رى يك كره گل ما نندی بسته ، و مانند يك خرمن مشك از فراز دوش
تاحد سرین بر پشت خود انداخته و گردن ودوش وسینه و بازوهایش را
که گویا از خمیرمایه مهتاب ساخته شده باشد سراسر برهنه داشته جلوه
کنان ، و تبسم کنان آمده بر تخت آراسته و پیراسته خود تکیه زد !! . . .
والحا صل تا بوقتیکه اول شعاعات طلوع شمس جهان آر از پنجره او
تاق داخل میشد یعنی تقریبا سه ساعت کامل تماشاگر منظره لطیفه جمال
با کمال ، و مسحور عشوه ودلال ، ومستلذ نغمای بزم وصال مه پرتو بد
یعتة الجمال مانده و به شش بجه صبح وداع پرسوز با معانقه پر بوسه مسرت
توشه نموده از دایره فاخره بسیار عالی شبکه در ین وقت همه منظره خارجیه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
