Machine transcription
صحیفه ٦٢٤ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
اسکندریه با آن مناسبت ندارد صرفنظر از همه تنها وجود شیخ سلامه وست لیلا کافیست برینکه بگویم این هزار درجه بهتر ازانست.
ماکه درینجامۀ آن حکایت دیدنی وشنیدنی خودرا برای قارئین کرام تحریر و تقریر نمودیم محض برای آنست که بامادرتیاتر مذکور خودرا یکجا دیده و تا یکدرجه ازرفتن اسکندریه وتیاتر (زیزبنیا) مستغنی مانده ازچیزیکه خود این سیاح عاجز بدیدن وشنیدن آن مستفید شده قارئین کرام این سیاحتنامۀ عاجزی نیز تا یکدرجه از قرائت آن مستفیدشوند. وگرنه همۀ اینحکایت را بيك سطر که « در تیا تر رفتیم و تا بدو ازده بجه شب درانجا مانده برامدیم » ادا کرده میتوانستیم. اینرا هم عرض کنیم که بنا برقول غانم افندی مصری که دروابور گفته بود « دیدنیها وشنیدنیهای خودرابنوك قلم تصویر وتحریر کردن ازصنایع دشوار ادبیاتست » الحق که این قول او درستست.
حالا باز برسیاحت امشبۀ عالم باصفای آزادی ردای آسایش قبای اسکندریۀ خود رجعت کنیم:
وقتیکه ازتیاتربرامدیم درهوا وسمايك لطافت فوق العاده دیده میشد. چراغهای الکتریکشی خانه ها وجاده ها ومیدان منشئیه با نجوم درخشان سمارقابت وهمسری مینمود. رفت وآمدعرابه ها، ومرور وعبور خلایق نسبت بسر شام کمترشده بود. در هر طرف شهرکه انسان نظر میکرد عالم را مستغرق يك دریای انوار كيف وصفاو عيش و عشرت بلاانتهایی حس میکرد. ازهر هرطرف صداهای مختلفۀ سازهای عربی، ترکی،فرنگستانی قوۀ سامعه را به اهتزازمی آوردآگاهی نظریريك عرابه دواسپه میخوردکه دران يك معشوقۀ بامعشوقش پهلوبه پهلو بلکه دل بجگر همدیگرنزديك نشسته دایرۀ میدان منشئیه را دورمیکنند. گاهی يك جماعتی که ازسه،چهار،و پنج وشش، حتى ده دوازده مادامهای سیمین بدنان فرنگی نژادان مرکب بودند دیده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
