Machine transcription
صحفه ٥٨٢ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
طرف با اشقیای بدوی راست آمده مال و جان امت محمد را تلف میسازید. و برای یکچند روپیه مال دنیا خانه آخرت خود تا را میغلطانید.
شریف بقهر شده و « یلعن ابوكم » گفته بنای چنگوی را گذاشته بود که من در میان شان درآمده ، و « خیر باشد ، چه شده ، صلوات بگوئید ، لا حول بخوانید . خوب نیست . » به اصلاح ذات البين كوشش ورزیدم و به تسكين و تسلی شریف کوشیده، وافندیان مصری را بیکسو کشیده نائرۀ جنگ را خاموش نمودم .
شریف — بر پدر این طایفه قبطی دیوس لعنت ! دیشب تا بصبح این دو دله ها با آن چار فاحشه های فرنگی چه رذالتها که نکردند . شراب ها زرد و کردند . سازها نواختند غزلها خواندند مرا سراسر بیراحت کردند.
گفتم -- عالم سفر است. برای رهای یافتن از همدیگر یکچند ساعتی باقیمانده . عفو کنید . از خورد الحشیدن از کلا با بخشیدن گفته اند . اینرا بگوئید که حالا بیماری تان چسانست ؟ حضرت سردار از احوال شما میپرسد و مرا بخدمت شما فرستاده که اگر بخدمت و معاونت من چیزی امری داشته باشید اجرا کنم .
گفت — الحمد لله حالا از پیش بهترم . خدا از حضرت سردار و شما راضی باشد . اگر آدم شما یکقدری شور با برای من امشب بپزد بسیار ممنون میشوم.
گفتم — حاضر ، دیگر چه امر است ؟
گفت — سلامتی شما .
از نزد شریف برآمدم . و بطرف قره های سوم آمده ابو محی الدین را بر حاضر کردن يك كاسه شوربای بسیار اعلایی برای جناب شریف تنبیه نمودم . و از احوال عایلهٔ فلاکت دیده استانبولی نیز خبر گرفته بالا بر آمدم. وقت بشام رسیده بود حضرت پدر نماز شام را بر بام دالان سطح ادا کردند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
