Machine transcription
صحیفه ٥٦٧ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
چون نقطه های انتخاب بوسه در بعضی نقاط رخساره لطیف المنظره
اش مانند کنج لب ، و گوشه چشم ، ونزديك بناکوش و زنخدان و
غبغبش بيكوضع طبیعی بسیار بدیعی افشانده شده بود که انسان از دیدن
آن بجز آنکه تهلیل وتکبیر بگوید دگر چاره نمی یافت .
این مادمو ازل که شمه از اوصاف چهره لطیفه اش را در پیش نظر
قارئین کرام تا یکدرجه ترسیم نمودیم در مقابل من نشسته با صدای بسیار
صاف آهنگدار خود بسخن آغاز کرده گفت :
— « برلان اگرچه در اصل خود از مردم عرب ارض فلسطین
است ولی هنوز در سن صباوت بود که به ( ویانه ) برای تحصیل فن
اسپنجیاری آمده در مکتب اسپنجیاری ویانه داخل شده بود . پدرش
( یورکی ) افندی نام يك پیر مرد محترمی بود که با پسر خود یکجا به ویانه
آمده بود . در انوقت من بسن سیزده سالگی بودم ، و با والده خود در
خانه ئیکه نزديك مکتب داشتم اقامت میورزیدیم . در خانه خود او تاقهای
بیکار خود را با فرش و اراسته کی آن بمسافرانیکه پیدا میشد به اجاره
میدادیم ، و اجرتی که از ان حاصل میشد بر حوایج ضروریه خودصرف
میکردیم . یورکی افندی بسبب نزديك بودن مکتب اپارتمان ما را برای
اقامت خود مناسب یافته دو او تاق آنرا بکراهه گرفت . مدت سه ماه
در انجا اقامت نمود ، و پسرش برلانرا در مکتب جابجا کرد . و درین سه
ماه برلان نیز در مکتب عادت گرفته ، و بزبان فرانسوی و اسلاوی آشنا
شده و با والده ام و من انس و الفت گرفته پدرش عزم سفر بلاد خود را
نمود . و برلان را بوالده ام تسلیم نموده مصارف مکتب و کراهه او تاقش
را نیز تمامها بدست والده ام سپرد .
« من در انوقت بابرلان بيك شوق وشطارت معصومانه، وحسیات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
