Machine transcription
صحیفه ٥٥٨ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
که از مدرسین جامع ازهر مصر بود . دو نفر ریش تراشیده دریشی پوش یکی (غانم) و دیگرش (رشید) افندیان نام داشتند که از شعرا و ادبای شهر اسکندریه میباشند .
بعد از انکه خودشانرا بمن شناسانیدند. شناسانیدن خودم را نیز به ایشان از من رجا نمودند . من در ین سیاحت چون برخود لازم گرفته ام که بجز مقامات رسمی دیگر در همه جا خود را بخدمت ترجمانی حضرت سردار افغانستان معرفی میکنم، و جای و موقع را دیده گاهی خود را شامی و گاهی استانبولی برقم میدهم. و اینهم ازینست که آزادانه، و بیقیدانه سیاحت بتوانم و مشار بالبنان نباشم . لهذا گفتم :
ـ مخلص شما از مردمان شرقی میباشم، و بهمراه حضرت سردار افغانستان مامور ترجمانی هستم . نامم محمود است .
گفت ـ مشرف شدیم بحضرت محمود بیگ .
گفتم ـ شرف بمن عائد است که بصحبت چون شمايك حافظ قرآن مجید که اشراف امت است و مانند جناب شیخ ابوالنصريك عالمیکه رتبه شان اعلی الرتب است، و این ادبای کرام شرفیابی حاصلکردم .
غانم افندی كه يك جوان قد بلند اسمر چهره بود گفت :
ـ ایا در ینوقت حضرت بیگ بکجا تشریف میبرند ؟
گفتم ـ به اسکندریه، و از انجابشام رفتنی میباشم .
ـ ایا در اسکندریه یکچند روزیت اقامت را داشته خواهید بود ؟
گفتم ـ گمان نمیبرم که بسیار ماندنی باشم . زیرا رفتنم بشام حسب الو ظیفه ضروریست .
گفت ـ اگر یکچند روزی ما ندنی اسکندریه میبودید بلکه از صحبت ادیبانه تان استفاده میکردیم .
گفتم ـ ادب بشما عائد است و استفاده بمن . زیرا عنوان ادیب را هنوز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
