Machine transcription
صحیفه ٥٥٦ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
صاحب قلب يك اصيلزاده ايد. لطف و مهربانی شمارا هیچگاه فراموش نخواهم کرد.
لامعه - منهم شمارا بدین و دنیا برادر خوانده ام. در ینوقت بجز دعا از دست ماد کرچیزی نمیآید که ماهم يك خدمت لایق بشما کرده میتوانستیم. مکافات خوبیهای شمارا از جناب الله تمنا میکنیم.
گفتم - همشیره! آیا ازین بهتر و عالیترچه مکافات باشد که خداما نند شما يك همشیرۀ ملك خصال حور مثالی، و مانند زهرا يك والده شفقت آماده با کمالی مرا اعطا نمود. دنیایيك حال نماند شما در ینوقت بالخير والعافيه عازم بلاد افریقا، میباشید وانشاء الله بكمال صحت ومسرت شوهر جسور غیور خود تا نرا در آغوش میکشید، و من بسوی بلاد سوریه بد مشق شام میروم باز ملاقی شدن ما و شما اگر چه يك احتمال بعيدی دارد ولی به امید همان احتمال بعید بازهم مسرور وشادمانم. هر گاه ممکن میبود که با شما تا بطرابلس غرب میرفتم هیچ قصور نمیکردم، ولی اطاعت امر پدر را واجب می بینم رفتنم بشام ضرور یست، ولی بازهم در اسکندریه تا شمارا در واپورتنشانم جدایی نمیکنم.
گفت - برادر عزیزم! بسیار تشکر میکنیم. شما خود را برای ما بزحمت نیندازید. البته برای خود يك چاره پیدا خواهم کرد.
گفتم - خدمت شما را من از نقطه غل و غش معر اساخته برحمت میگویم شما هیچ اندیشه مکنید - از جناب حق میخواهم که این فلاکت شما را بسعادت مبدل کند و پنجه غدارانه ظلم و جور استبداد را بشکند. حالا بحضور پدر خود میروم. پدر من بسیار بزر گوار يك ذات مرحمت شعار يست از احوال شما شمه خدمت شان عرض کردم. تنبیهات مؤکده در باب خدمت ومعاونت شما هم بر من و هم بر محی الدین آغا فرموده اند. محی الدین آغارا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
