Machine transcription
صحیفه 49 سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد اول
بعد از این ایستگاه، عرابه ما یکسر رو به نشیب در تک و تاز است. به غروب یکساعت باقی مانده بود که از کوه فرو آمده بر زمین همواری که زمین ها، و باغچه ها، و بسته زارهای بسیار لطیف و ظریف بیروت را تشکیل داده تدویر چرخ حرکت نموده و ده دقیقه بشام مانده بود که در شهر (بیروت) داخل، و از بازارهای شهر گذر کرده بساعت پنج شام در ایستگاه بزرگ خود که در [منشیه] نام موضع بافضای مشهور شهر دارد، درآمده توقف ورزید.
[ابو محی الدین] نام خدمتگار شامی ما که پیش از سه روز از شام بسوی بیروت با اشیای سفریه در عرابه کارات حرکت کرده بود بمجرد ایستاده شدن دلیژانس در راباز کرده سلام داد:
گفتم — وای! تو یی ابومحی الدین؟ چه وقت رسیدی؟
گفت — امروز بوقت ظهر رسیدم افندی من.
بکسهای دستی خود را به او داده از عرابه برجهیدم و در فرو آمدن حضرت والدبزرگوار خود معاونت کرده ابو محی الدین را بحاضر نمودن عرابه امر نمودم. بصدها عرابه و حمال، و سپه سارهای اوتلها در ایستگاه موجود بود. در یکی از عرابه های درجه اول حضرت پدر را نشانده و خود، در پیش روی شان به آداب لازمه که واجب است نشسته، و ابو محی الدین با بکسها در پهلوی عرابه چی برآمده عرابه را بسوی اوتل (کوکب شرق) اشارت حرکت دادم.
این اوتل از اوتلهای بسیار بزرگ، و مشهور و کبارانه یک اوتلیست که مدار زینت (منشیه) بیروت شمرده میشود. (منشیه) یك میدان مربع مستطیل فراخیست که در عین وسط آن یك باغچه ملتی خیلی بازینت و طراوت از طرف بلدیه ساخته شده است. دورادور این باغچه بعرض ده متريك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
