Machine transcription
صحیفه ٥٣١ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
پایان فرو میآمد فرامده بعد از دوسه دقیقه بايك جوان جنتلمنی بالا برآمد
مگر داکتر همین شخص بود . کپتان به او چیزی چیزی گفته داکتر با من
روانه شد . مادموازل لویز را نیز مراق پیدا شده با ما رفاقت نمود .
در پیش میزیكه پسر مجروح بران افتاده بود نزديك شديم داكتر
زخم و نبض ودل مجروح را معاینه کرده . و هماندم قروت را آواز داده
بعضی تنبیهات بر و نمود . قروت بسرعت بالا برآمد بعد از پنجدقیقه با دو
نفر دیگر و بعضی آلات و اسباب عودت نمود داکتر زنار ابدور شدن امر نموده
بیچاره والده ، از جگرپاره اش دور شدن نمیخواست .
گفتم ـ همشیره ! ساکن شوید . خاطر خود را جمع دارید . داکتر
بی تهلکه بودن زخم را بیان نمود شما یکقدری به اینطرف براحت بنشینید .
ناچار ، دريك گوشه نشسته سيلابه اشك را از چشمان شعله افشان
بسیار مقبول میشی رنگش جریان داد .
داکتر بمعاونت دو معاون خود آپانسمان مکملی اجرا کرده وزخم
را خارجاً و داخلاً شست و شو کرده بدوختن آن آغاز نهاد . وبقدر پنج
شش كوك آنرازده ، وبقواعد داکتری آنرا بسته امر به برداشتن و خوا
بانیدن مجروح نموده معاونهایسر را برداشته به احتیاط تمام بر خوابگاهش
درقمره شان خوابانیدند . داکتر بواسطه ماد موازل آلیز گفت :
ـ هیچ تهلکه نیست . پسر به استراحت محتا جست ازین دوائیکه
نسخۀ آنرا نوشته ام درهر ساعت يك يك قاشق بخورانيد . فردا باز
آمده خبر میگیرم .
ازداکثر تشکرها کرده ، داکتر برفت . مادموازل الیز بمن گفت :
ـ آیا اینها عایله خود شماست ؟
گفتم ـ نی ، ماد موازل !
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
