Machine transcription
صحيفه ٤٣١ سياحتنامه سه قطعه روی زمين جلد دوم
باگلدانیهای گلهای خوش رنگ آراسته ، موضوع بود .
سفره پردازان سر برهنه موها پیراسته خوش لباس (بفرمایند موسیو ها
مادامها ) گفته ما را بر سفره قبول نمودند . مادام فروستر وماد موازال
الیزابت مهمانان خودشانرا چوکیهای شانرا نشانده، ( لطف فرمائید ،
راحت کنید !) گفته عرض خدمت مینمودند .
هرکس بجای خود نشسته ، و به لطیفه ها و نطقها و بذله گوئیها و
شطار تها سفرۀ بزم پرنای و نوش انس را بظرف دو ساعت کامل بکمال مسرت
وسرور به انجام رسانیده دو بجه روز بود که از سفره پراکنده شدیم .
سفره پردازان بجمع آوری سفره و مهمانان يكيك دو دوچار چارشده
در باغچه و کنار دریا ب قدم زدن و باهم مصاحبه کردن و سیگاره کشیدن
آغاز نهادند .
من بامادام ماری و مادام فورستر که صاحبه اوتل بود در یکی از قمره های
که در میان باغچه باگلهای یاسمن پوشانیده شده و يك كنبه باغشی در ان نهاده شده
بود باهم نشستیم . ماری پرسید که :
— آیا اوتل مادام را پسندید ؟ من چنان گمان میبرم که در بسیار جاها
در نظافت و هواداری و حسن خدمت مانند این اوتل پیدا نشود !
گفتم — حق دارید مادام ! اولا اینگونه موقعی در عالم نظیر ندارد ثانیاً
طرز ساخت و بنای عمارت و این باغچه و این چوترۀ دریا و این چمنزار
کنار آن در بسیار جاها امثال آن کم پیدا میشود . علی الخصوص که مانند
مادام فورستر يك صاحبه را مالك باشد . هرگاه در ینشهر یکچندی اقامت
میداشتم . بهمه حال در ین اوتل آمده يك دايرۀ برای تخصیص فرمودن
مخلص شان از مادام رجا میکردم .
فورستر — استغفر الله افندم ! امر میفرمودید .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
