Machine transcription
صحيفه ٣٣٤ سياحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
هر گونه مشتهيات خود را اجرا میکند . در خانه خود ضیافتها میکند. احباب و دوستان خود را دعوت میکند ، در عرابه های مطنطن می نشیند ، لباسهای فاخر میپوشد که یکی از غرایبات مدنیۀ اوروپا همین مسئله مترس بازیست .
اگر چه نوشتن اینگونه مسائل مستهجنه خلاف عادات و قواعدات خود ما را منافی آداب قلمیه شمرده میشود ، ولی چون مقصد کلی از سیاحتنامه نگاری همین است که مرد سیاح هر دیدنی را که دیده ، و هر شنیدنی را که شنیده باشد بیکم و کاست بنویسد تا خواننده گان خود را برنا دیدنیهای شان بینا ، و بر ناشنیدنیهای شان شنوا سازد . بعد ازان کار را به « خذ ما صفا دع ما کدر » رها کرده صومعه نشینان صحیفه هائی را که به تذکار جوامع شریفه ، و زیارات متبرکه تزئین یافته بخوانند و عشاقان راستی نوای بادیۀ حجازی آهنگ پرشور عشقبازی آنرا بشنوند .
والحاصل مادموازل ( فلوری ) یکی ازین مترسهای شیرین اداست که سعید بیگ و فوزی بیگ نیز یکی از احباب اوست .
چشم مژگان ، ابرو موی فلوری سیاه بدنش بنهایت سفیدی رخسارش برنگ برگ شکوفۀ سیب ، وجودش از فربهی و لاغری مبرا ، قامتش بحد اعتدال يك محبوبه دلربا ست .
سعید بیگ — مادموازل ! البته گستاخی و قصور ما را عفو خواهید فرمود ، بلکه قباحت کرده باشیم ، و شما را بیوقت درد سرداده باشیم !
مادموازل — خیر ، بالعکس خیلی ممنون شدم ، تنها بودم . سر شام موسیو ( آرمان ) كاتب سفارتخانۀ فرانس ، وموسيو ( الکس ) ترجمان سفارتخانۀ روس آمده بودند . ولی از صحبت شان حظ نکردم ، و استثقال نشانداده گریبان خود را از چنگ شان وارها نیدم . اما از
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
