Machine transcription
صحيفه ۳۳۱ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
زنى که سعید بیگ نشانده بوديك مادام پیری بود كه بايك موسيوى همسال
خود و يك مادام جوانتر و دو سه پسر و دختر هشت و ده ساله يك جمعیتی
در پهلوی ما تشکیل داده بودند .
فوزی بیگ – بگذار برادر ! بر چنین عجوزه مکرومه کدام نابینا
عشق میبازد !
سعید بیگ – پس معلوم شد که شما يك دلبر ناز پرور تازه و تر خوش
اندام شوخ و شنگی میخواهید که بران عاشق شوید آیا همچنین نیست !
فوزی بیگ – طبعاً همچنین است !
سعیدبیگ – چون چنین است معلوم شد که محرك عشق وسودا بتاريه
دینامیت شهوانیه است که اینهمه خیالات شاعرانه شاعران عشقباز انرا
بجوش و خروش انداخته . بیگ افندی ما تنها از نظاره جمال و شیرینی
مقال ماری استلذاذ میکند و بس ! بیائید اینرا باور کنید !
گفتم – شماخواه باور کنید خواه نکنید همین است که عرض کردم .
فوزی – وقت میگذرد ! برخیزید که از جمال و مقال ماد موازل
فلوری استفاده کنیم .
همه برپا خوا ستیم . و حق نوشیدنی خود را داده از (كازينو)
برآمديم . بسوی دست راست از سرك پیاده رو بازار از پیش آینه های
جبهه های دكانها تماشا كرده براه افتادیم . بازار پرجوش و خروش،
و رفت و آمد و تراموا بها وعرابه ها در گشت و گذار بود .
بعد از یکچند قدم در يك كوچه دست راست داخل شده و بيك
بازار سر تشیلی گذشته در کوچه نمبر ١٦ سعید بیگ زنگ يك خانه را
کشیده دروازه باز شد .
از يك دهلیز با مشمع رنگین خوش نقشی مفروش و روشن و سنگی گذشته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
