Machine transcription
صحیفه ۲۱۹ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
قات است اوراتسلی دادن ضرور است .
بنابرین هم حضرت پدر وهم بنده در اوتاقهای کار که مینوشته و
همه لوازمات مکتوب نویسی در ان مهیاست آمده يك مکتوب سوز ناك
اشتیاقانه نوشتم . هنوز پاکت را نه بسته بودم که دروازه اوتاقم آهسته زده
شد: « در ائید » گفتم . سعید بیگ در آمده گفت :
میر الای «کنعان» بیگ یاورذات شاهانه برای احوال پرسی
حضرت سردار از طرف ذات شاهانه مأمور آمده در دالان انتظار دارد.
حضرت سردار را خبر بدهید .
هماندم برخاسته بحضور پدر آمدم ، و از کیفیت عرض کردم .
فرمودند : ـ تو پیشتر برو . این است که منهم میآیم .
بدالان آمدم ، وبا کنعان بیگ مصافحه کرده رسم خوش آمدی
را بجا آوردم . واز آمدن حضرت پدر ، وعرض تشکر بیان کردم .
این کنعان بیگ يك جوان رعنای بسیار خوش چهره میباشد که بلباس
نیم رسمی پرگدی و کوردون یاوریی بسیار خوش برش چست وچالاکی
ملبس است .
هنوزنه نشسته بودیم که حضرت پدر تشریف آوردند . کنعان
بیگ وضعیت عسکرتی خودراگرفته، وعسکروارى يك تمثانی کرده گفت :
شوکتما ب افندى مبابواسطه این عبد احقر شان از احوال شما استفسار
میفرمایند ، واز صحت و استراحت شما جویا میشوند ، وهم يك عرابه
مخصوصه از اصطبل عامره برای شما تخصیص فرموده فرستاده اند که تا
بوقتیکه در شهر ما باشید سیرو سیاحت بکنید .
اینسخن او را عیناً بحضرت پدر ترجمه کردم ، فرمودند که بگو :
از مراحم سنیه ذات شوکتسمات ملوکا نه شان عرض شکران
بی پایان میکنم . ازهنگامیکه بزیر جناح مستلزم الفلاح حضرت خلیفه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
