Machine transcription
صحيفه ۲۰۳ سياحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
و حوايج مختصره خود را که ازمدت ده دوازده روز در قمره که حکم
آشيانه مارا گرفته است پراگنده شده بود جمع آوری نموده برسطح برآمدم .
حضرت پدر بقرار عادت عمرنی شان دو پاس ازشب بيدار بودند . نماز
صبح را بجماعت ادا کردیم . ابومحی الدین نیز وقت تر چای و ناشتا را
بخلاف دیگر روزها نیاورد . زيرا بجمع کردن وبستن اشیا و حوايج
خود مجبور بود .
واپور ما به شش ونيم بجه ازجائیکه لنگر انداز اقامت بود حرکت کرده
داخل ليمان فيض رسان يك شهری گردید که در بزرگی ، وكثرت نفوس،
وتجارت ، و عمارت از جمله شهرهای بسیار معتبر ومعروف كره زمين
شمرده میشود ، و در شكل ووضعيت قدرتی ، ومحاسن ولطافت طبيعي
در عالم نظیر آن ديده نميشود . اين شهر مينوسهر — چنانچه بعد ازين
بتفصيل بيان خواهد شد — برسه حصه یا پارچه منقسمست كه يكي را
(استانبول) وديگرزی را(غلطه مع بيك اوغلی ) ، وسوم آنرا(اسکدار
مع حيدرپاشا) میگویند . لیمان یعنی لنگر گاه تجارتی شهر که بهزارها
واپورها وكشتیهای تجارتی ملل مختلفه در ان لنگر می اندازند يا از ان لنگر
میبردارند یکی در سمت استانبول ، ودیگری در سمت غاطه میباشد .
واپور مابلیمان سمت استانبول حرکت کرده، وازميان صدها کشتیهای
كوچك وبزرگ بادی ، وصدها وابورهاى كوچك وبزرگ برهنمائی يك
استمبوط كوچكی كه ( قلاووز ) میگویندش فريادكنان وخبردارگویان
آهسته آهسته در گذشته بجای مخصوصی که توقفش دران لازم بودلنگر
انداز اقامت گردید .
قايقچیان وملاحان لنگرگاه برای حمل ونقل مسافرين وابور نشين
هجوم آوردند، درسطح عاميك هرج ومرج وقيل و قال عجيب مسا فر ان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
