Machine transcription
صحیفه ۱۷۰ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد اول
و غمزه باز نمی ایستد. دهن میانه گنج تاب خورده، و لبهای یاقوت مثال تبسم آماده اش آن به آن بخنده بسیار خوش نغمه، دو صف دندانهای مروارید آسای منتظمش را از نظر بدایع پرستان معانی پنهان نمیگذارد. موهای نرم و باریک انبوه جوزی رنگش را آنقدر خوش آرایش و پیرایش ساخته که هر تار طره طرارش جدا جدا برای بدام آوردن دلها از زیر کلاه کج نمای فرنگی ادا بر جبین صاف و هموار فراخش در تموج و حرکت است. رخسار بسیار سفید کم سرخی او از حد دو شقیقه تا بناگوش، و از بناگوش تا بزنخدان چنان یک شبه دایره منتظم الاضلاعی تشکیل داده که در پیش قلم مهندس خلقت بجز حیرت دگر چیزی بفریاد نمیرسد. چقوری بسیار کم وسط زنخدان، و غبغب کم اما سیده زیر آن با گردن بلند بسیار سفید خوش بستش آنقدر یک تناسب لطیفی بهمرسانیده که بوسه لبهای حرارت انگیز تشنه گان حسرت پیشه گان ارباب ذوق سلیم را به آبحیات وصال طلبی هردم و هر لحظه دعوت میکند!
والحاصل بيك تقريبی به نزد این هیکل مجسمه لطافت و جمال نزديك شده بسبب معارفه که دیشب بهمرسانیده بودیم بیقید پرسیدم:
– مادام ماری! آیا شما چرا این اوضاع عبادتکارانه پرستشانه را به این کوه مقدس خود تان اجرا نمیکنید؟
مادام يك تبسم شیرین عشوه کارانه نموده گفت:
– چون میدانم که اینهمه خرافات، و ترهات غیر حقیقت است از انسبب تنها بنظاره منظره طبیعی آن اکتفا میورزم.
گفتم – هزار آفرین مادام! معلوم است که چنانچه قلم صنع قدرت حسن و جمال بیمثال شما را مافوق عالم بشریت خلق فرموده عقل و فکر شما را نیز خیلی عالی، و از قبول کردن خرافات بمعنی سراسر خالی آفریده!
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
