Machine transcription
جلد پنجم
۳۴
کتاب الاقرار
من قوصره (هدايه) واذا قال هذا الكيس لفلان فهو لفلان بما فيه من الدراهم
وان قال اردت به الخرقة دون الدراهم لم يصدق وكذلك اذا قال هذه القوصره لفلان ففي الم يعلم ما
من التمر وكذلك اذا قال هذا لدبه لفلان وفيها مجلا وقال هذا الجر الفلان وفيها متاع هو لها وقال هذا الجراب لفلان
وفيه دقيق او قال هذا الجوالق لفلان وفيه حنطة ولو قال عنيت نفس الجراب ونفس
الجوالق صدق وانما يقع هذا على ما يصنع الناس ويعاملون ( عالمكيرى )
و کسی که اقرار کرد بخرا ما و ظرف خرما لازم میشود بروی خرما و ظرف آن و تفصیر اینقول را در کتاب تعلیم
باینقول او کرده ام غصب کرده ام خرما را در ظرف آن و همچنین است طعام در کشتی و گندم در جوالق
بخلاف اینکه بگوید که غصب کرده ام خرما را از ظرف خرما که در ینصورت تنها خرما لازم میشود و ظرف
آن بروی لازم نمیشود و اگر گفت که این خریطه مر فلانرا است پس انخریطه مر آن فلانرا است با
درمها ئیکه دران است و اگر اقرار کننده گفت که قصد کرده بودم درین اقرار خود تنها خریطه را نه درمانها
راستگوی کرده نمیشود و همچنین اگر گفت که این ظرف خرما مر فلانرا است پس انظرف تکه مسمی
میشود که اقرار برایش کرده شده با خرما ئیکه دران است و همچنین حکم است اگر گفت که این حم
مر فلانرا است و آن حم سکر داشت یا گفت که این انبان مرفلانر است و در ان متاع یراقی
بود یا گفت که این انبان مر فلانر است و در ان آرد بود یا گفت که این جو الها مر فلانرا است و
دران گندم بود اکرد ری صورت گفت که قصد کرده بودم باقرار خود نفس انبان ونفس جو الهارا نه متاع
آنها را راستگوی کرده میشود و بتحقیق واقع میشود این راستگوئی بعادت وضع مردم
فایده
در قاعده کلیه در کلم فی من
و علی در باب اقرار
الاصل في حنس هذه المسائل ان من اقر بشيئين احدهما ظرف للآخر فاما ان يذكر
بكلمة فى او بكلمة من فان كان الاول كقوله غصبت من فلان تمرا في قوصرة وثوباً
في منديل او طعاماً فى سفينة او حنطة في جوالق لزما لا فان كان الثاني كقوله تمرا
من قوصرة
سراج الاحکام حصه سویم سال ۱۳۳۲
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
