Machine transcription
کتاب الاقرار
كان ما في يديهما من متاع التجارة من حانوت كذالك الدراهم والدنانير ولا يدخل
في ذلك مسكن ولا كسوة ولا طعام (مبسوط) واگرا قرار کرده بود بر این که این مرد شریک مناست
در تجارتها درینصورت انچیزیکه در دست ایشان است از متاع مشترک میشود در میان ایشان
و همچنین مشترک میشود درمها و دینارها و داخل نمیشود در شرکت ایشان جای سکونت و پوشاک و خوردنی
ان قال انا شريك فلان فى كل قليل وكثير وصدقه فلان في ذلك صار ما في يده
كل واحد منهما وقت الاقرار من مال التجارة مشتر كا بينهما فما عرف وجوه في يد
كل واحد منهما وقت الاقرار و عرف انه مال التجارة كالذهب الفضة يكون بينهما
لایرجع فى بيان ذلك الاحد وما عرف انه ليس من مال التجارة نحو المسكن ما اشبه
ذلك من الاموال التي هي مشغولة بالحاجة الاصلية لا يكون للتجارة وان علم وجوه
في يد كل واحد منهما وقت الاقرار وما عدا الذهب الفضة مما لا يكون مشغولا بالحاجة
الاصلية فان القول قوله التجارة اوليس التجارة قول من فى يده كذالك (عالمگیرية)
اگر شخصی گفت که شریک فلانم در هر اندک و بسیار و راستگوی گردانید او را افلان در این اقرارش
درینصورت انچیزیکه در دست هر کدام ایشان در وقت اقرار از مال تجارت است مشترک میگردد در میان
ایشان پس انچیزیکه وجود آن در دست هر کدام ایشان در وقت اقرار معلوم باشد و معلوم باشد که ارنبا
تجارت است مانند زر و نقره مشترک میشود درمیان ایشان رجوع کرده نمیشود در میان آن به یکی از ایشان
و انچیز یکه معلوم باشد که از مال تجارت نیست مانند جای سکونت و چیز یکه مانند آن ست از اموالها تیکه
مشغول بحاجت اصلی است درینصورت انمال از تجارت نمیشود اگر چه معلوم باشد وجود آن در دست
هر کدام ایشان در وقت اقرار و ماسوای زر و نقره از چیزها ئیکه مشغول بحاجت اصلی نباشد پس قول
معتبر در این که برای تجارت است و یا نیست آن کسی را ست که ذو الیدست همچنین ذکر شده است در کابلیته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
