Machine transcription
جلد پنجم
٢٨٤
کتاب الاقرار
نافذ و جاری میشود آن تصرفهای فروشنده اگر دروغگوی کرد او را همچنین اگر کشده است در کتاب
تحریر شرح جامع کبیر ولووکل رجل رجلا ببيع عبد له واقر الموکل انه قدا باعہ
من فلان بالف درهم وصادقه وجحد الوکيل فالعبد لفلان غيران الخوم
مع المشترى لا يصدقان فى الزام العهدة على الوکيل ومتی تعذر ایجاب العهدة
عليه تعلوها يقرب الناس اليه هو للوکل کما لوکان الوکيل بالبيع صبيا محجور (مبسوط)
واگر مردی مردیرا وکیل کرد بفروختن غلام که مر او را بود و وکیل کبرنده اقرار کرد که تحقیق فروخته ام
آنوکیل آنغلام را بهزار درم بفلان و آنفلان او را راستگوی نمود و وکیل او منکر شد پس آنغلام
از آنفلان است ولیکن اگر کشنده و خرنده راستگوی کرده نمیشوند در باره لازم کر دانیدن تاوان
عقد فروختن بر وکیل و هرگاه که لازم کردن تاوان عقد بر وکیل دشوار شد تعلق میگیرد تاوان
آن به نزدیک ترین مردم بعقد کننده و وی وکیل کننده است چنانچه اگر وکیل بفروختن کودک
منع شده از تصرف باشد اذا دفع رجل الى رجل عبدا وامره ان يبيعه ثم مات الامر فاقر
الوكيل انه باعه بالف درهم وقبضه فان كان العبد قائما لم يصدق الوكيل فان كان
مستهلکا صدق (مبسوط) اگر مردی بمردی غلامی را داد و امر کرد او را بفروختن آنغلام بعد از ان
کننده مرد و اقرار کرد آنوکیل که فروخته ام آنغلام را بهزار درم و قبض کرده ام آن درمها را پس تصدیق
نشود اگر ان غلام موجود بود راستگوی کرده نمیشود آنوکیل واکر ہلاک شده بود راستگوی کرده میشود
وان كان العبد لرجل اجنبی و قد استهلک المشترى العبد فقال رب العبد انا البايع
لا نا امرتک بالبيع على الثمن وقال الوکيل لم تامرنی ولی الثمن دلك القيمة فالقول
قول رب العبد وكذالك ان كان العبد قائما وهذا أظهر (مبسوط)
اگر غلامی از مرد بیگانه بود و فروخت آنرا مردی بمردی و خرنده ہلاک کرد آنرا و صاحب آنغلام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
