Machine transcription
جلد پنجم ۲۶۳ کتاب الاقرار
ولو لم يوصل لاخذ كان لبيت المال (هدايه) لان انكاررجوع والرجوع عن الإهذا
صحيح بمنزلة الرجوع عن الوصية (نتايج) والوصية يصح الرجوع عنها سواء قبلا الموصوله
یا اگر شخصی اقرار کرد در مرض مردن خود به برادری و راستگوی کرد او را آن شخصی که اقرار برایش
شده و بعد ازان اقرار کننده منکر شد از قرابت و برادر علی او و بعد از ان اقرار کننده وصیت کرد
همه مال خود را برای کسی و آن وصیت کننده مرد و او را وارثی نبود در ینصورت مال او مر آن
شخصی را میشود که وصیت برایش شده و هیچ چیزی نیست مر آن شخصی را که اقرار کرده شده است
برای او واگر وصیت نکرده بود برای کسی در ینصورت مال او از بیت المال میشود زیرا که منکر
شدن او رجوع است و رجوع کردن از مانند این اقرار صحیح است بمنزله رجوع کردن از وصیت و
رجوع کردن از وصیت صحیح میشود برابر است که قبول کرده باشد وصیت او را آن شخصی که وصیت
برایش شده یا قبول نکرده باشد جاریتہ بین رجلين جاءت بولد فقال احد هما
هو ابني وابنك اوابنك وابني اوابننا فان صدقه شریکہ يثبت نسبه
من المقر وصارت الجارية امرو لا له تبعا للنسب ويضمن نصف قيمتها
للشريك موسرا كان او معسرا ولا يضمر قيمة الولد ونصف العقر بنصف
قصا وان كذبه شريكه فالجواب كذلك الا ان ههنا يجب الشريك على المقروا لنصر المعمى
ولا يحب للمستولد على شريكہ نصف العقر كذا في شرح الزيادات للعتابي (عالمكيري)
کنیزی مشترکه بود در میان دو مرد و ولدا آورد و یکی بایشان گفت که این ولد پسر من و پسر تو است
یا گفت که پسر تو و پسر من است یا گفت که پسر ماست پس اگر راستگوی کرد او را شریک او ثابت
میشود نسب او از اقرار کننده و آن کنیز ام ولد او میکرد د به تبع نسب و اقرار کننده تاوان میدهد
نیمه قیمت آن کنیز را برای شریک خواه توانگر باشد یا ناتوان و تاوان نمیدهد قیمت آن ولد
فایده در ایجاد ام ولد د کنیزی مشترک میان دو نفر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
